سه رقابت انتخاباتی که از نزدیک دنبال میکنم
رقابتهای ویرجینیا، کارولینای جنوبی و میسیسیپی میتوانند مسیر آینده سیاست آمریکا را تغییر دهند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «سه رقابت انتخاباتی که از نزدیک دنبال میکنم»، به قلم جامل بویی (Jamelle Bouie)، ستوننویس بخش دیدگاهها، در روزنامه نیویورکتایمز (The New York Times) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی سه رقابت انتخاباتی در حوزه پنجم کنگره ویرجینیا و انتخابات سنای کارولینای جنوبی و میسیسیپی، به ارزیابی نشانههای تغییر آرایش سیاسی جنوب آمریکا میپردازد و اهمیت این منطقه را در تعیین مسیر آینده دو حزب اصلی و معادلات ملی بررسی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا، توجه به نظرسنجیها بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت رقابتها ارائه دهد؛ بهویژه آنکه میلیونها نفر پیشاپیش رأی خود را به صندوق انداختهاند و فرصت چندانی برای تغییر روندهای انتخاباتی باقی نمانده است. در چنین شرایطی، برخی رقابتهای محلی اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ نهفقط به دلیل احتمال تغییر نتیجه در حوزههای انتخاباتی، بلکه از آن جهت که میتوانند نشانههایی از تحولات گستردهتر سیاسی و اجتماعی در ایالات متحده باشند. سه رقابت در ویرجینیا، کارولینای جنوبی و میسیسیپی از جمله این موارد هستند.
نخستین رقابت در حوزه پنجم کنگره ویرجینیا جریان دارد؛ منطقهای که شهرهایی مانند لینچبرگ، دانویل و شارلوتزویل را دربرمیگیرد و بخش بزرگی از مرکز ایالت، حومه ریچموند، دره شناندوا و مناطق روستایی جنوبی را شامل میشود. این حوزه در اغلب انتخابات بهطور مطمئن در اختیار جمهوریخواهان بوده، اما سابقه پیروزی دموکراتها را نیز دارد. در سال ۲۰۰۸، تام پریلو موفق شد این کرسی را تصاحب کند، ولی در موج انتخاباتی جمهوریخواهان در سال ۲۰۱۰، بهدلیل حمایت از قانون مراقبت مقرونبهصرفه و طرحی مرتبط با تغییرات اقلیمی، شکست خورد. اکنون او بار دیگر برای کنار زدن جان مکگوایر، نماینده جمهوریخواه مستقر، وارد رقابت شده است.
کارزار انتخاباتی پریلو فعال و قدرتمند ارزیابی میشود و ظرفیت ایجاد رقابتی نزدیک را دارد؛ بااینحال، نتیجه نهایی بیش از هر چیز به شرایط عمومی کشور وابسته خواهد بود. اگر گرایش رأیدهندگان در سطح ملی با فاصلهای دورقمی به سمت دموکراتها تغییر کند، احتمال پیروزی او افزایش مییابد؛ اما در صورت محدود بودن این تغییر، شانس موفقیتش کاهش خواهد یافت. بنابراین، سرنوشت این حوزه میتواند بازتابی از اندازه و گستره موج احتمالی دموکراتها در سراسر کشور باشد.
دومین رقابت در کارولینای جنوبی و برای کرسی سنا جریان دارد. دارلین گراهام، خواهر لیندزی گراهام، در تلاش است جایگزین او شود و حمایت کامل دونالد ترامپ را در اختیار دارد. با وجود گرایش عمیق جمهوریخواهانه این ایالت، موقعیت انتخاباتی او چندان مطمئن نیست. تجربه سیاسی محدود، رقابت مقدماتی تلخ و شکاف ایجادشده میان جمهوریخواهان، از جمله عواملی هستند که کارزار او را تضعیف کردهاند. رالف نورمن، رقیب سابق او در انتخابات مقدماتی، بهجای حمایت از نامزد نهایی حزب، به منتقدی علنی تبدیل شده است. حضور نامزدهای محافظهکار مستقل نیز بخشی از آرای گراهام را جذب کرده است.
در نظرسنجی اخیر نیویورکتایمز، گراهام و رقیب دموکراتش، آنی اندروز، تقریباً در وضعیت برابر قرار گرفتهاند. با وجود آنکه سابقه سیاسی کارولینای جنوبی احتمال پیروزی جمهوریخواهان را تقویت میکند، افزایش مشارکت رأیدهندگان سیاهپوست و احتمال حمایت بخشی از مستقلهای متمایل به جمهوریخواهان از نامزد دموکرات میتواند زمینهساز یک پیروزی غیرمنتظره برای دموکراتها شود. اندروز نیز با نزدیک به دو سال فعالیت میدانی، تلاش کرده است شناخت عمومی و پایگاه حمایتی خود را گسترش دهد.
سومین رقابت در میسیسیپی برگزار میشود؛ ایالتی که برخلاف تصور رایج، رقابت سنا در آن نزدیکتر از انتظار است. سیندی هاید اسمیت، سناتور جمهوریخواه مستقر، در برابر اسکات کولوم، نامزد دموکرات، تنها اندکی پیشتاز است. ساختار نژادی رأیدهی در این ایالت تاکنون به سود جمهوریخواهان عمل کرده است؛ زیرا حمایت گسترده سفیدپوستان از نامزدهای این حزب معمولاً برای حفظ برتری آنها کافی بوده است. بااینحال، افزایش مشارکت سیاهپوستان و کاهش احتمالی قطببندی نژادی در میان رأیدهندگان سفیدپوست میتواند این الگو را تغییر دهد. تصمیم نامحبوب دیوان عالی در پرونده لوئیزیانا علیه کایالیس نیز ممکن است به افزایش مشارکت سیاهپوستان کمک کند؛ گروهی که نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت میسیسیپی را تشکیل میدهند. افزون بر این، کولوم نامزدی توانمند با سابقه پیروزی در محیطی دشوار برای دموکراتها توصیف میشود.
اهمیت احتمالی پیروزی دموکراتها در کارولینای جنوبی یا میسیسیپی فراتر از تغییر ترکیب سنا خواهد بود. هر دو ایالت سابقهای طولانی در سیاستهای محافظهکارانه و مقاومت در برابر تحولات سیاسی و اجتماعی داشتهاند. کارولینای جنوبی در تاریخ آمریکا با ابطال قوانین فدرال، جداییطلبی و شورش دیکسیکراتها در سال ۱۹۴۸ پیوند خورده و میسیسیپی نیز از نخستین ایالتهایی بود که قانون اساسی مبتنی بر نظام جیم کرو را تدوین کرد و سیاستمداران نژادگرای متعددی از آن برخاستند. پیروزی دموکراتها در این مناطق میتواند این تصویر تاریخی را به چالش بکشد و انگیزهای برای سرمایهگذاری بیشتر این حزب در ایالتهای جنوبی فراهم کند.
جنوب آمریکا در حال تجربه تحولات جمعیتی و اقتصادی گستردهای است. رشد سریع جمعیت، افزایش تنوع نژادی و قومی، مهاجرت داخلی و ورود مهاجران جدید، ائتلافهای انتخاباتی تازهای ایجاد کردهاند. در عین حال، این منطقه همچنان عرصه تلاش جریانهای محافظهکار برای محدود کردن مشارکت سیاسی و تثبیت نظم اجتماعی مطلوب خود است. همین تقابل میان پویایی اجتماعی و سنتهای سیاسی، زمینه رقابت حزبی تازهای را فراهم کرده است.
در نهایت، توانایی دموکراتها برای رقابت و پیروزی در ایالتهای جنوب عمیق و جنوب بالایی، از جمله جورجیا، کارولینای جنوبی، لوئیزیانا، میسیسیپی، ویرجینیا و کارولینای شمالی، میتواند مسیرهای بیشتری برای دستیابی این حزب به پیروزی در انتخابات ملی ایجاد کند. از این منظر، آینده سیاسی آمریکا تا حد زیادی به تحولات جنوب وابسته است؛ منطقهای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً پایگاه تثبیتشده جمهوریخواهان دانست و رقابتهای انتخاباتی آن ممکن است نشانهای از شکلگیری ائتلافهای سیاسی جدید در سراسر کشور باشد./ منبع