ایالات متحدهسیاسی

غرب غیرقابل‌حکمرانی

حکمرانی در اروپا و آمریکا به‌دلیل گسترش بی‌اعتمادی رأی‌دهندگان، با بحران ناپایداری و نارضایتی مزمن مواجه شده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «غرب غیرقابل‌حکمرانی» نوشته راد لیدل (Rod Liddle) در اسپکتیتور (Spectator) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی موج فزاینده نارضایتی عمومی از رهبران سیاسی در اروپا و آمریکا می‌پردازد و استدلال می‌کند که مسئله اصلی نه صرفاً شکست سیاستمداران، بلکه تغییر عمیق در رفتار و انتظارات رأی‌دهندگان است که حکمرانی پایدار را ناممکن کرده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

محبوب‌ترین نظرسنجی‌های سیاسی سال‌های اخیر نشان می‌دهد میزان نارضایتی از رهبران سیاسی غرب به سطحی کم‌سابقه رسیده است. دونالد ترامپ در اغلب کشورهای اروپای غربی با دیدگاهی منفی مواجه است و محبوبیت او در هیچ‌کدام از این کشورها از ۵۰ درصد فراتر نمی‌رود. در ایالات متحده نیز وضعیت بهتر نیست و انتخابات میان‌دوره‌ای در فضایی برگزار می‌شود که نارضایتی عمومی به‌وضوح در نظرسنجی‌ها انعکاس یافته است. این الگو تنها به ترامپ محدود نیست و جو بایدن نیز پس از سال نخست ریاست‌جمهوری با افت شدید محبوبیت روبه‌رو شد. سرعت رویگردانی افکار عمومی از هر دو رئیس‌جمهور، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند؛ اینکه ریشه این نارضایتی گسترده بیش از آنکه به شخصیت یا عملکرد سیاستمداران مربوط باشد، به تغییر در رفتار و انتظارات رأی‌دهندگان بازمی‌گردد.

حمایت اولیه مردم از رهبران سیاسی در مدت‌زمانی بسیار کوتاه به خشم و سرخوردگی تبدیل می‌شود. به‌طور خاص، پایگاه جوانان که در پیروزی ترامپ نقش مهمی داشت، به‌سرعت از او فاصله گرفته است. درصد بالایی از رأی‌دهندگان ۱۸ تا ۲۹ ساله که زمانی به او رأی داده بودند، اکنون نگاه منفی دارند و این تغییر نگرش به‌شدت در داده‌های نظرسنجی منعکس شده است. دلایل متعددی برای این چرخش مطرح می‌شود، از سیاست خارجی گرفته تا مسائل اقتصادی و اجتماعی، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی نمی‌تواند شدت این ناامیدی را توضیح دهد. حتی در میان هواداران اصلی ترامپ نیز نشانه‌های نارضایتی دیده می‌شود، از جمله نگرانی درباره هزینه‌های زندگی و سیاست‌های مهاجرتی.

این پدیده محدود به آمریکا نیست. در انگلیس، نخست‌وزیران پیاپی در مدت‌زمانی کوتاه به رکوردهای بی‌سابقه عدم محبوبیت دست یافته‌اند. کی‌یر استارمر با وجود پیروزی قاطع انتخاباتی، به‌سرعت با موج نارضایتی روبه‌رو شد و پیش از او نیز ریشی سوناک، لیز تراس و بوریس جانسون هر یک با افت شدید محبوبیت مواجه بودند. سرعت این تغییر نگرش نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان حتی پیش از مشاهده نتایج عملی سیاست‌ها، از رهبران جدید ناامید می‌شوند. در فرانسه نیز امانوئل مکرون از کم‌محبوب‌ترین رؤسای‌جمهور دهه‌های اخیر شده و در آلمان، صدراعظم جدید تنها چند ماه پس از آغاز کار با سطح بالایی از نارضایتی عمومی روبه‌رو است.

توضیح رایج برای این وضعیت، فروپاشی اجماع لیبرالی پس از جنگ جهانی دوم و رشد جریان‌های پوپولیستی در جناح چپ و راست عنوان می‌شود. با این حال، تجربه نشان می‌دهد حتی سیاستمدارانی که با شعار مبارزه با نظم مستقر به قدرت می‌رسند، به‌سرعت با همان میزان خشم عمومی مواجه می‌شوند. رأی‌دهندگان پس از تحقق خواسته اولیه خود، یعنی کنار زدن نخبگان سنتی، به‌زودی از گزینه جدید نیز رویگردان می‌شوند. این روند در آینده می‌تواند برای جریان‌های نوظهور سیاسی نیز تکرار شود.

در مجموع، جوامع غربی به‌سمتی حرکت کرده‌اند که در آن تمایل به پذیرش حکمرانی کاهش یافته است. دهه‌ها ثبات و رفاه باعث شده بخشی از افکار عمومی انتظار داشته باشد همه خواسته‌ها به‌سرعت و بدون هزینه برآورده شود و هر ناکامی به‌عنوان شکست کامل تلقی شود. گسترش رسانه‌های ۲۴ ساعته و شبکه‌های اجتماعی نیز نارضایتی را تشدید کرده و خطاهای سیاسی را بزرگ‌نمایی کرده است. نتیجه این روند، جامعه‌ای است که در برابر هر شکل از نظم و اقتدار سیاسی واکنش منفی نشان می‌دهد و به‌طور فزاینده‌ای غیرقابل‌حکمرانی به‌نظر می‌رسد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا