میدان نبرد آینده؛ درسهای اوکراین، ایران و رویکرد راهبردی چین
جنگهای آینده بر تطبیق پذیری، پهپادها، تاب آوری صنعتی، هوش مصنوعی و مسائل اقتصادی استوار خواهند بود.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «میدان نبرد آینده؛ درسهای اوکراین، ایران و رویکرد راهبردی چین» عنوان یادداشتی از هارش وی. پانت (Harsh V. Pant) در بنیاد پژوهش آبزرور (Observer Research Foundation) است که با بررسی جنگ اوکراین، رویارویی ایران و آمریکا و محاسبات چین درباره تایوان، تحولات بنیادین در ماهیت جنگ مدرن را تحلیل میکند و نشان میدهد که برتری نظامی آینده بیش از هر زمان دیگری به ترکیب فناوری، تابآوری اقتصادی، ظرفیت صنعتی و توانایی سازگاری وابسته خواهد بود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تحولات نظامی سالهای اخیر نشان میدهد که ماهیت جنگ در قرن بیست و یکم در حال دگرگونی عمیق است. جنگ اوکراین، تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا و راهبردهای چین در قبال تایوان، همگی نشانههایی از گذار از جنگافزارمحوری به سامانهمحوری را آشکار کردهاند. در این محیط جدید، موفقیت صرفاً به برخورداری از تجهیزات پیشرفته وابسته نیست، بلکه به توانایی ترکیب فناوری، تولید انبوه، انعطافپذیری و هماهنگی میان حوزههای مختلف نبرد بستگی دارد.
جنگ اوکراین مهمترین آزمایشگاه این تحول بوده است. برخلاف تصور اولیه که بر پیروزی سریع روسیه مبتنی بود، جنگ به نبردی فرسایشی تبدیل شد که در آن ظرفیت صنعتی، نوآوری فناورانه و توانایی انطباق با شرایط متغیر اهمیت بیشتری از مانورهای کلاسیک نظامی پیدا کرد. یکی از مهمترین نتایج این جنگ، نقش محوری پهپادها در میدان نبرد است. سامانههای بدون سرنشین ارزانقیمت توانستهاند تجهیزات گرانقیمت مانند تانکها، سامانههای توپخانهای و حتی شناورهای نظامی را هدف قرار دهند. این تحول، اقتصاد جنگ را دگرگون کرده و نشان داده است که دقت عملیاتی دیگر در انحصار قدرتهای دارای تجهیزات بسیار پیشرفته نیست.
همزمان، میدان نبرد به محیطی شفافتر تبدیل شده است. استفاده گسترده از پهپادها، ماهوارههای تجاری و سامانههای نظارتی باعث شده استتار و پنهانسازی دشوارتر شود. در نتیجه، تحرک، پراکندگی نیروها و فریب عملیاتی به عناصر حیاتی بقا تبدیل شدهاند. علاوه بر این، جنگ الکترونیک به یکی از ارکان اصلی عملیاتهای نظامی تبدیل شده و رقابت بر سر اخلال در ارتباطات، ناوبری و سامانههای هدفگیری اهمیت بیسابقهای یافته است.
در رویارویی ایران و آمریکا نیز ابعاد جدیدی از جنگ مدرن نمایان شد. این تجربه نشان داد که بازیگران ضعیفتر میتوانند با استفاده از پهپادها، موشکهای ارزانقیمت و شبکههای نیابتی، هزینههای قابل توجهی به قدرتهای برتر تحمیل کنند. در چنین شرایطی، حتی اگر نرخ رهگیری اهداف بالا باشد، هزینه دفاع از هزینه حمله بسیار بیشتر خواهد بود. این پدیده که از آن با عنوان «انبوه دقیق» یاد میشود، یکی از ویژگیهای کلیدی جنگهای آینده محسوب میشود. همچنین استفاده از بازیگران نیابتی، عملیات سایبری، جنگ اطلاعاتی و اختلال در تجارت و زیرساختها نشان میدهد که جنگ دیگر صرفاً به میدانهای نبرد سنتی محدود نیست و ابعاد اقتصادی و اجتماعی نیز به بخشی از رقابتهای راهبردی تبدیل شدهاند.
در شرق آسیا، چین با دقت در حال مطالعه این تجربیات است. راهبرد پکن در قبال تایوان بر افزایش هزینه مداخله آمریکا و متحدانش استوار شده است. توسعه موشکهای ضدکشتی، سامانههای پدافندی، تسلیحات هایپرسونیک، پهپادهای هوشمند و قابلیتهای جنگ الکترونیک بخشی از تلاش چین برای ایجاد بازدارندگی و محدود کردن آزادی عمل رقباست. در مقابل، تایوان نیز به سمت راهبردهای نامتقارن، استفاده از سامانههای متحرک، تسلیحات ارزانتر و ساختارهای مقاوم در برابر حملات گسترده حرکت کرده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد که جنگهای آینده بیش از گذشته چندبعدی، طولانیمدت و فرسایشی خواهند بود. ظرفیت صنعتی، تابآوری اقتصادی، توانایی تولید انبوه، یکپارچهسازی عملیات در حوزههای زمینی، دریایی، هوایی، سایبری و فضایی و همچنین سرعت یادگیری و انطباق با فناوریهای نوظهور به عوامل تعیینکننده قدرت تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، کشورهایی که نتوانند خود را با این تغییرات سازگار کنند، با خطر غافلگیری راهبردی و کاهش اثربخشی نظامی در دهههای آینده مواجه خواهند شد. جنگهای اوکراین، غربآسیا و تنشهای پیرامون تایوان در واقع نشانههای ظهور عصر جدیدی از رقابتهای امنیتی هستند که در آن توازن میان فناوری، انبوهسازی، تابآوری و سازگاری، آینده قدرت را تعیین خواهد کرد./منبع



