امنیت و دفاعخاورمیانه

حمله ایران به اسرائیل؛ تغییر موازنه قدرت و بازدارندگی در خاورمیانه

حمله ایران به اسرائیل با گسترش دامنه بازدارندگی، معادلات قدرت در غرب‌آسیا را تغییر و تهدیدات علیه اسرائیل را افزایش داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران با حمله به اسرائیل نشان داد برای لبنان از قدرت سخت استفاده می‌کند» نوشته تریتا پارسی (Trita Parsi) در ریسپانسیبل استیت ‌کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است که حمله موشکی اخیر ایران به اسرائیل را نقطه عطفی در موازنه راهبردی غرب‌آسیا توصیف می‌کند. این اقدام، دامنه بازدارندگی ایران را فراتر از مرزهایش گسترش داده و نظم امنیتی مبتنی بر برتری نظامی اسرائیل را با چالش تازه‌ای مواجه ساخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

حمله موشکی اخیر ایران به اسرائیل، تحول مهمی در موازنه راهبردی غرب‌آسیا به‌شمار می‌رود. طی دهه‌های گذشته، اسرائیل آزادی عمل گسترده‌ای در منطقه داشته و نه‌تنها علیه ایران، بلکه علیه متحدان و شرکای منطقه‌ای تهران نیز عملیات نظامی انجام داده، بدون آنکه با واکنش مستقیم نظامی از سوی دیگر قدرت‌های منطقه‌ای مواجه شود. اما حمله اخیر نشان می‌دهد این وضعیت ممکن است در حال تغییر باشد.

اهمیت این حمله در آن است که ایران نه در واکنش به حمله‌ای علیه خاک خود، بلکه در پاسخ به حملات اسرائیل علیه لبنان اقدام نظامی انجام داد. به این ترتیب، تهران نشان داد که راهبرد بازدارندگی‌اش از دفاع صرف از مرزهای ملی فراتر رفته و اکنون شامل حمایت مستقیم نظامی از متحدان منطقه‌ای نیز می‌شود. این اقدام سابقه‌ای تازه در معادلات ژئوپلیتیکی غرب‌آسیا ایجاد کرده است.

این تحول، محاسبات راهبردی اسرائیل را تغییر می‌دهد. پیش‌تر، اسرائیل می‌دانست حمله مستقیم به ایران می‌تواند واکنش تهران را در پی داشته باشد، اما اکنون باید احتمال پاسخ مستقیم ایران به عملیات علیه اهداف لبنانی را نیز در نظر بگیرد. در نتیجه، دامنه بازدارندگی گسترده‌تر شده و برنامه‌ریزی نظامی اسرائیل پیچیده‌تر می‌شود. برای نخستین‌بار طی سال‌های اخیر، یک قدرت منطقه‌ای نه‌تنها توانایی، بلکه آمادگی تحمیل هزینه مستقیم نظامی به اسرائیل را به‌خاطر اقداماتش علیه کشوری ثالث نشان داده است. این وضعیت، نظم منطقه‌ای دیرپایی را که بر برتری نظامی گسترده اسرائیل و محدودبودن پیامدهای عملیات فرامرزی آن استوار بود، به چالش می‌کشد.

زمان وقوع این بحران نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا هم‌زمان با افزایش تنش‌ها میان بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ رخ داده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ترامپ تمایلی به تشدید بیشتر تنش ندارد و خواهان خودداری اسرائیل از پاسخ نظامی گسترده به حمله ایران است. نگرانی اصلی او آن است که ادامه درگیری‌ها، تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌تر با تهران را تخریب کرده و آمریکا را وارد جنگی فرسایشی جدید در منطقه کند.

موضع ترامپ بیانگر تمایل به شکستن چرخه تشدید تنش میان ایران و اسرائیل است؛ چرخه‌ای که دهه‌ها بر روابط دو طرف حاکم بوده است. این مسئله نوعی شکاف کم‌سابقه میان واشنگتن و تل‌آویو ایجاد می‌کند، زیرا رهبران اسرائیل احتمالاً از پاسخ نظامی شدیدتر حمایت می‌کنند، درحالی‌که کاخ سفید به‌دنبال کاهش تنش است.

پیامدهای این تحول فراتر از لبنان ارزیابی می‌شود. اگر آمادگی ایران برای واکنش نظامی در دفاع از متحدانش به ویژگی ثابت سیاست منطقه‌ای تبدیل شود، این وضعیت می‌تواند بر دیگر عرصه‌های درگیری، از جمله مسئله فلسطین، نیز اثر بگذارد. سال‌ها اسرائیل در شرایطی فعالیت کرده که دولت‌های غربی از آن حمایت دیپلماتیک می‌کردند و هیچ بازیگر منطقه‌ای اهرم نظامی کافی برای تحمیل هزینه واقعی به آن نداشت. تغییر این معادله می‌تواند پویایی‌های سیاسی و نظامی پیرامون مسئله فلسطین را دگرگون کند.

به همین دلیل، رهبران اسرائیل موضع تازه ایران را تهدیدی غیرقابل‌پذیرش تلقی می‌کنند، زیرا حفظ برتری راهبردی همواره بخش اصلی دکترین امنیتی اسرائیل بوده است. هر تحول محدودکننده آزادی عمل اسرائیل یا ایجادکننده ریسک‌های نظامی جدید، چالشی علیه این دکترین محسوب می‌شود.

از منظر منطقه‌ای، ظهور ایران تهاجمی‌تر می‌تواند ساختار قدرت موجود را تغییر دهد. غرب‌آسیا سال‌ها تحت تأثیر عدم توازنی بوده که در آن اسرائیل با پشتیبانی سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا از برتری قابل‌توجه برخوردار بوده است. اقدام اخیر ایران تلاشی برای ایجاد نوعی بازدارندگی متقابل معرفی می‌شود؛ وضعیتی که در آن اقدامات نظامی، فارغ از آغازگر آن، با پیامد مستقیم روبه‌رو خواهد شد.

برای آمریکا نیز این وضعیت انتخاب‌های دشواری ایجاد می‌کند. حفظ برتری منطقه‌ای اسرائیل ممکن است به دخالت بیشتر واشنگتن در بحران‌های منطقه‌ای نیاز داشته باشد و هزینه‌های حمایت از نظم پیشین را افزایش دهد. منتقدان سیاست کنونی آمریکا معتقدند حمایت بی‌قیدوشرط از برتری اسرائیل طی دهه‌ها، به بی‌ثباتی منطقه و کشیده‌شدن مکرر آمریکا به درگیری‌های کم‌فایده منجر شده است. در پایان، نویسنده نتیجه می‌گیرد که حمله ایران به اسرائیل ممکن است آغازگر مرحله‌ای تازه در سیاست قدرت غرب‌آسیا باشد؛ مرحله‌ای که در آن بازدارندگی دیگر یک‌سویه نیست و قدرت‌های مختلف منطقه‌ای برای تعیین نظم آینده با یکدیگر رقابت می‌کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا