گزینههای بد ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «گزینههای بد ایران» به قلم آرش عزیزی و گریم وود (Graeme Wood) در آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی پیامدهای جنگ اخیر ایران و اسرائیل و بازگشت تحریمهای بینالمللی، به بنبست راهبردی جمهوری اسلامی میپردازد و نشان میدهد که گزینههای پیشروی ایران، از پیگیری برنامه هستهای و اتکای نظامی تا نزدیکی به قدرتهای شرقی یا پذیرش مصالحه با غرب، همگی پرهزینه و ناپایدارند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
چند ماه پیش، اسرائیل طی دوازده روز ایران را بمباران کرد و در پایان با حملات ایالات متحده سه تأسیسات هستهای این کشور نابود شد. هفته گذشته، بریتانیا، فرانسه و آلمان در پی این حملات، سازوکار بازگشت خودکار تحریمها (ماشه) را فعال کردند و تحریمهای سنگینی بر ایران اعمال شد. با وجود تلاشهای تهران برای جلوگیری از این اقدام، تحریمها به اجرا درآمدند و اقتصاد ایران را در بحران عمیقتری فروبردند. ژاپن داراییهای ایران را مسدود کرده، ترکیه نیز از تحریمها تبعیت کرده است. ریال ایران به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و کشور در تنگنای شدید اقتصادی و نظامی قرار گرفته است. ایران هنوز گزینههایی دارد، اما همه آنها بد و پرهزینهاند.
راهبرد پیشین هستهای ایران بر پایه غنیسازی تدریجی و مذاکره طولانیمدت با آمریکا بود که در نهایت با خروج دولت ترامپ از توافق سال ۲۰۱۵ شکست خورد. اکنون ایران بدون بمب اتم، در شرایط تحقیر و فقر قرار دارد. یکی از گزینههای پیشرو کنار گذاشتن کامل برنامه هستهای است؛ گزینهای مشابه لیبی در سال ۲۰۰۳، که سرنوشت قذافی آن را بیاعتبار کرده است. در مقابل، مدل کره شمالی جذابتر به نظر میرسد، زیرا توان بازدارندگی هستهای این کشور بقایش را تضمین کرده است. اما برای پیروی از این مسیر، ایران باید بمب بسازد، در حالیکه دانشمندانش هدف ترور و خرابکاری مداوم قرار دارند. حتی در صورت موفقیت، نتیجه انزوای پایدار و فقر شدید خواهد بود، چرا که ایران در ازای دستیابی به بمب، هر امکان مذاکره و امتیاز اقتصادی را از دست میدهد.
گزینه دیگر تکیه بر توان موشکی است. جنگ دوازدهروزه آشکار کرد که ایران در برابر حملات هوایی و اطلاعاتی اسرائیل تقریباً بیدفاع است. تسلیحات وارداتی و هواپیماهای فرسودهاش کارایی نداشتند و تنها موشکهای بومی توانستند بخشی از بازدارندگی را حفظ کنند. ایران در آن جنگ حدود ۵۰۰ موشک شلیک کرد، بخش قابلتوجهی از ذخیره خود را مصرف نمود و توانست سامانه دفاعی اسرائیل را تا حدی درگیر کند. صنایع نظامی داخلی ایران در تولید موشکهای خرمشهر ۴ و پهپادهایی با برد و توان بالا نقش حیاتی دارند. پهپادهای ایرانی اکنون در جنگ اوکراین توسط روسیه به کار میروند و ایران حتی کارخانهای در تاجیکستان برای تولید آنها ایجاد کرده است. با اینحال، این تسلیحات هرگز توان برابری با آمریکا یا اسرائیل را ندارند و صرفاً میتوانند ضرباتی محدود وارد کنند، نه پیروزی در جنگ.
در نتیجه، ایران بهدنبال اتکا به قدرتهای خارجی رفته است. شعار دیرینه «نه شرقی، نه غربی» جای خود را به گرایش آشکار به روسیه و چین داده است. حتی سیاستمداران میانهرو نیز بر گسترش روابط با کشورهای عضو بریکس، سازمان همکاری شانگهای، عربستان، برزیل و هند تأکید دارند. اما چین و روسیه با وجود استفاده ابزاری از ایران، متحدان قابل اعتمادی نیستند. مسکو روابط خود با اسرائیل را حفظ کرده و پکن تجارت گستردهتری با کشورهای عربی و اسرائیل دارد. هیچیک بهترین تجهیزات نظامی خود را به ایران نفروختهاند و در جنگ دوازدهروزه نیز کمکی نکردند.
آخرین گزینه برای ایران پذیرش شکست در نبرد با غرب و تلاش برای عادیسازی روابط بینالمللی است. این مسیر مستلزم کنار گذاشتن شعارهای انقلابی و تبدیل ایران به کشوری عادی مانند اندونزی است. ایدهای که پیشتر اکبر هاشمی رفسنجانی با الگوگیری از آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم مطرح کرده بود. او و همفکرانش بر این باورند که تنها از راه توسعه اقتصادی و صلح میتوان آیندهای پایدار ساخت، اما تحقق این تغییر نیازمند همراهی نخبگان نظامی و اقتصادی است که نگران از دست دادن قدرت خود هستند.
سه گزینه نخست یعنی حرکت بهسوی بمب، اتکای نظامی، و نزدیکی به شرق به بقای ایدئولوژی انقلابی خدمت میکنند، در حالیکه گزینه چهارم میتواند ایران را به صلح و رفاه برساند. آینده هنوز نامعلوم است، اما روشن است که هر راهی جز تسلیم در برابر واقعیتهای کنونی، پرخطر و پرهزینه خواهد بود. / منبع



