کاربران ویژهمطالب ویژه

اسلام‌گراها و مارکسیست‌ها توجیه‌گران جاسوسی در تاریخ معاصر

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «اسلام‌گراها و مارکسیست‌ها توجیه‌گران جاسوسی در تاریخ معاصر» به قلم علیرضا نوری‌زاده در ایندیپندنت فارسی (Independent) منتشر شده است. نویسنده با مرور نمونه‌های تاریخی از همکاری گروه‌های اسلام‌گرا و چپ‌گرای ایرانی با دولت‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، نشان می‌دهد که این پیوندها اغلب در بستر اعتقادات ایدئولوژیک و منافع سیاسی شکل گرفته و در مقاطع مختلف، تبعاتی جدی برای حاکمیت ملی داشته است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


در جریان جنگ دوازده‌روزه اسرائیل با ایران، مفهوم جاسوسی در ایران سابقه‌ای متفاوت داشته و مرزهای آن بارها توسط نیروهای مخالف حکومت پیشین شکسته شده است. در گذشته، افرادی چون سرتیپ درخشانی به دام حزب توده و کا‌گ‌ب افتاده و سال‌ها اسرار نظامی را به شوروی منتقل می‌کردند. پرونده او در نهایت با دخالت مسعود سعادتی از مجاهدین خلق به روس‌ها داده شد که این ماجرا به دستگیری سعادتی و اعدام او در خردادماه سال ۱۳۶۰ منتهی شد. همچنین افراد دیگری نظیر ناخدا بهرام افضلی، فرمانده نیروی دریایی در جنگ با عراق، به‌دلیل انتقال اطلاعات محرمانه به حزب توده اعدام شدند. در دوران پیش و پس از انقلاب، گروه‌های اسلام‌گرا و مارکسیست ارتباطات گسترده‌ای با کشورهای خارجی، از جمله مصر، عراق و سوریه داشتند که گاه با توجیهات ایدئولوژیک همراه می‌شد.

در فاصله مردادماه سال ۱۳۳۲ تا خردادماه سال ۱۳۴۲، ارتباط بسیاری از احزاب با بیگانگان متوقف شد، اما نفوذ روسیه و انگلیس تا پیش از رضاشاه، و سپس تلاش رضاشاه برای مقابله با نفوذ بیگانه، نشانگر ریشه‌دار بودن این مداخلات بود. رضاشاه با سیاست ضد بیگانه‌گرایی برخی شخصیت‌های مشکوک را برکنار یا اعدام کرد. پس از جنگ جهانی دوم، وابستگی به روسیه و انگلیس پررنگ شد و پس از سال ۱۳۳۲، آمریکا جایگزین انگلیس در سیاست ایران گشت. شوروی همچنان با حزب توده و افراد ایدئولوژیک همکاری داشت و برخی انتقال اطلاعات به این کشور را بخشی از مبارزه با امپریالیسم می‌دانستند. نمونه‌ها شامل ناخدا افضلی‌پور و سرهنگ کبیری بود که در بالاترین سطوح نظامی با شوروی همکاری داشتند.

پس از سال ۱۳۴۲، غیر از چپ‌های وابسته، گروه‌های دیگری با دشمنان ایران مانند بعثی‌های عراق همکاری داشتند. همان افرادی که بعدها ارتباط مجاهدین خلق با صدام را خیانت دانستند، پیش‌تر با استخبارات عراق در تماس بودند. بارزان التکریتی، برادر صدام، از همکاری نزدیک طرفداران امام خمینی با سرویس اطلاعاتی عراق یاد کرده است. چهره‌هایی چون آقایان مصطفی خمینی، موسوی خویینی‌ها، محتشمی‌پور و محمود دعایی در این ارتباطات فعال بودند. آقای دعایی حتی با نام مستعار از رادیو بغداد برنامه پخش می‌کرد. این ارتباطات به سوریه نیز گسترش یافت و ابوعلی، رئیس استخبارات سوریه، مسیر انتقال نیروها به لبنان و ارتباط با کا‌گ‌ب را فراهم می‌کرد. در لبنان، جلال‌الدین فارسی به آموزش نیروهای اسلام‌گرا می‌پرداخت و گروه‌های چپ و فدایی نیز در اردوگاه‌های فلسطینی آموزش می‌دیدند.

ارتباط با مصر نیز برجسته بود. پس از شناسایی دوفاکتوی اسرائیل توسط ایران، روابط ناصر با شاه تیره شد و او از مخالفان ایرانی برای تبلیغات علیه ایران استفاده کرد. افرادی از ملی‌مذهبی‌ها نیز در مصر به جاسوسی برای سازمان امنیت این کشور پرداختند. اسناد آرشیو ملی مصر نشان داد که همکاری‌ها فراتر از کمک نظامی و مالی بوده است. هشدارهایی درباره افتادن فعالان مذهبی ایرانی در چنگ سازمان امنیت مصر نیز وجود داشت.

بسیاری از افرادی که در گذشته برای عراق، لیبی یا مصر فعالیت می‌کردند، در سال‌های بعد مخالفان جمهوری اسلامی را به جاسوسی متهم کردند. نمونه‌ای از این موارد، همکاری برخی با سفارت لیبی در تهران بود. انگیزه بسیاری از این همکاری‌ها نه صرفاً مالی، بلکه ناشی از پیوندهای ایدئولوژیک و سیاسی بود. در شرایط کنونی، گزارش‌ها از نفوذ گسترده موساد در نهادهای امنیتی و نظامی ایران، از جمله سپاه، وزارت خارجه و سازمان انرژی اتمی حکایت دارد. این شبکه با ساختاری پیچیده و نفوذ حتی در حلقه‌های نزدیک رهبری، در ترور فرماندهان سپاه و عملیات اطلاعاتی موفق عمل کرده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا