کاربران ویژهمطالب ویژه

آیا ایران همچنان تهدیدی راهبردی برای اسرائیل خواهد بود؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا ایران همچنان تهدیدی راهبردی برای اسرائیل خواهد بود؟» نوشته مایکل اورن (Michael Oren)، در یدیعوت آحارونوت (Ynet News)، منتشر شده است. اسرائیل پس از دهه‌ها تکیه بر موفقیت‌های تاکتیکی، اکنون در آستانه فرصتی تاریخی برای دستیابی به پیروزی راهبردی علیه دشمنان خود، به‌ویژه ایران، قرار گرفته است. ضرورت بازنگری فوری توافق‌ها با آمریکا برای واکنش به نقض آتش‌بس توسط ایران و گسترش پیمان ابراهیم به دیگر کشورهای منطقه مورد تأکید است. در ادامه، گزیده این مطلب را می‌خوانید.


مایکل اورن، سفیر پیشین اسرائیل در آمریکا، سخن خود را با نقل مکالمه‌ای با یک روزنامه‌نگار آمریکایی آغاز می‌کند که در پی یکی از جنگ‌های مرزی اسرائیل با حماس از او پرسید: «تاکتیک اسرائیل را می‌فهمم، اما راهبردش چیست؟» اورن پاسخ داد: «تاکتیک ما همان راهبرد ماست.» او توضیح می‌دهد که از سال ۱۹۴۸ تاکنون، اسرائیل همواره در موقعیتی دفاعی در برابر تهدیدهای وجودی قرار داشته و پاسخ آن همواره تحمیل هزینه سنگین به مهاجمان بوده است. هدف این تاکتیک، بازداشتن دشمنان از ادامه مسیر خصمانه و تأکید بر این بوده که حمله به اسرائیل ارزشش را ندارد. در عین حال، اسرائیل برخلاف دشمنانش، در دوره‌های میان ‌درگیری، رشد و توسعه را دنبال کرده و به یکی از موفق‌ترین کشورها در جهان تبدیل شده است. این روند باعث شد برخی از دشمنان در نهایت راه صلح را در پیش گیرند.

این الگو تا حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ برقرار بود، اما آن حمله، که منجر به یک جنگ گسترده شد، شرایط را تغییر داد و به اسرائیل امکان داد برای نخستین‌‌بار به‌جای پیروزی‌های مقطعی، به دنبال تحقق یک پیروزی راهبردی باشد. اسرائیل در آن نبرد موفق به شکست کامل نظامی حماس و حزب‌الله نشد و هر دو گروه هنوز از توانمندی نظامی قابل‌توجهی برخوردارند. اما با وجود این، اسرائیل توانست از لحاظ راهبردی بر این گروه‌ها غلبه کند؛ چرا که دیگر تهدیدی بنیادین برای موجودیت اسرائیل محسوب نمی‌شوند.

عملیات «شیر خیزان» از سوی اسرائیل و عملیات «چکش نیمه‌شب» آمریکا، آسیب‌های سنگینی به ایران وارد کرد، اما این حملات نه باعث نابودی کامل توان نظامی ایران شدند و نه به تسلیم آن انجامیدند. ایران اکنون اعلام کرده که در پی بازسازی تأسیسات هسته‌ای آسیب‌دیده و احیای کامل توان نظامی خود است. در این شرایط، این پرسش به ‌شکلی فوری مطرح می‌شود که آیا ایران بار دیگر به تهدیدی راهبردی برای اسرائیل تبدیل خواهد شد؟

همزمان با تلاش‌های ایران برای بازسازی، موارد نقض آتش‌بس از سوی آن کشور رو به افزایش خواهد گذاشت. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از اسرائیل می‌خواهد در برابر این اقدامات خویشتن‌داری کرده و پاسخ ندهد. این رویکرد خطرناک است و نباید اجازه داد ایران با تکیه بر آتش‌بس، موقعیت تهدیدآمیز گذشته‌اش را بازیابد.

به همین دلیل، اسرائیل باید به‌سرعت با دولت آمریکا به توافقی روشن و شفاف دست یابد؛ توافقی که مشخص کند نقض آتش‌بس چه معنایی دارد و در چه شرایطی اسرائیل می‌تواند واکنش نشان دهد. همچنین، با ازسرگیری مذاکرات دیپلماتیک، دو کشور باید بر سر اهداف مشترک به تفاهم برسند. این اهداف نباید صرفاً محدود به جلوگیری از توان غنی‌سازی اورانیوم در ایران باشد، بلکه باید توقف حمایت ایران از شبه‌نظامیان و پایان تلاش آن برای نابودی اسرائیل را نیز شامل شود.

در کنار مقابله با تهدید ایران، اسرائیل و آمریکا باید برای گسترش توافق‌های ابراهیم تلاش کنند تا کشورهایی مانند لبنان، سوریه، عمان و به‌ویژه عربستان نیز به این روند بپیوندند. چنین گسترشی می‌تواند موازنه قدرت را در منطقه تغییر دهد و راه را برای صلحی پایدار هموار سازد.

در همین راستا، خلع سلاح نوار غزه و آزادی کامل همه گروگان‌های اسرائیلی از دیگر اهداف مهمی است که باید دنبال شود. این اقدامات نه‌تنها از منظر امنیتی، بلکه از نظر راهبردی برای تضمین آینده اسرائیل حیاتی هستند.

اسرائیل اکنون در مقطعی تاریخی قرار دارد. منطقه غرب‌آسیا می‌تواند بار دیگر به ورطه بی‌ثباتی، خشونت و جنگ‌های مداوم فرو رود، یا این‌ که وارد عصر تازه‌ای از صلح و ثبات شود. این بار، برخلاف گذشته، راهبرد اسرائیل نباید در تاکتیک‌های کوتاه‌مدت خلاصه شود. راهبرد واقعی مستلزم تعریف دقیق اهداف، هماهنگی با آمریکا، مقابله مؤثر با ایران و مهار تهدیدهای نیابتی در منطقه است. این تنها راهی است که می‌تواند تضمین کند امنیت اسرائیل به‌طور پایدار حفظ شود و منطقه به‌سوی آینده‌ای صلح‌آمیز حرکت کند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا