صلح به فلسطین و اسرائیل باز خواهد گشت؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «صلح به فلسطین و اسرائیل بازخواهد گشت؟» نوشته علیرضا نوریزاده در ایندیپندنت (Independent) منتشر شده است. نویسنده با مرور روند تاریخی از توافقنامه اسلو تا طرح صلح ترامپ، میکوشد نشان دهد که فرصت تاریخی برای تشکیل دولت مستقل فلسطین، بهدلیل خطاهای راهبردی رهبران فلسطینی و کارشکنی بازیگران منطقهای از دست رفت و اکنون نسخهای جدید از صلح در قالب طرح غزه، با محوریت آمریکا و نهادهای بینالمللی در حال شکلگیری است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
توافق اسلو بهعنوان نقطه عطفی تاریخی میان فلسطین و اسرائیل، نتیجه مجموعهای از رویدادها و ابتکارات سیاسی بود که ریشه در تلاشهای صلح پیشین داشت. پس از آزادسازی کویت و آغاز گفتوگوهای مادرید در دوران جورج بوش پدر، مسیر برای مذاکرات محرمانهای در حومه اسلو در دوران ریاستجمهوری بیل کلینتون فراهم شد؛ جایی که برای نخستینبار زمینه تحقق آرزوی دیرینه ملت فلسطین در قالب ایجاد دولت مستقل پدید آمد. پیش از آن، محمد انورالسادات در توافق کمپ دیوید، یاسر عرفات را به پذیرش صلح فراخوانده و هشدار داده بود که پیروی از رهبران انقلابی عرب و جمهوری اسلامی ایران، آیندهای خونبار برای فلسطینیها رقم خواهد زد. با وجود آغاز امیدها در نشست مادرید، عرفات تنها پس از مشاهده تغییر شرایط منطقهای و تعهدات جدید واشنگتن نسبت به کشورهای عربی، به امکان واقعی صلح پی برد و اسحاق رابین نیز آمادگی اسرائیل را برای توافقی تاریخی ابراز کرد.
توافق اسلو مراحل اجرایی مشخصی داشت؛ از جمله آغاز خودمختاری فلسطینیها یک ماه پس از امضا، خروج نیروهای اسرائیلی از غزه و اریحا در دو ماه، تشکیل شورای خودگردان از طریق انتخابات مستقیم حداکثر 9 ماه پس از لازمالاجراشدن توافق و آغاز دوره موقت پنجساله برای تثبیت این فرایند. قرار بود مذاکرات درباره وضعیت نهایی سرزمینهای اشغالی تا سومین سال از دوره موقت شروع شود. علاوهبر ابعاد سیاسی، توافق شامل برنامههای همکاری اقتصادی و زیرساختی نیز بود؛ از جمله ایجاد منطقه بندری در غزه، شبکههای حملونقل بین غزه، کرانه باختری و اسرائیل، تأسیس مناطق آزاد تجاری و طرح توسعه صنعتی مشترک در حوزههایی مانند نساجی، داروسازی، الکترونیک و کشاورزی. برنامه توسعه اقتصادی مفصلی برای بازسازی کرانه باختری و نوار غزه نیز تدوین شد که تأسیس صندوق توسعه غربآسیا، بانک توسعه منطقهای و طرحهای منطقهای در حوزه انرژی، گردشگری، آب و کشاورزی را دربرمیگرفت.
شکلگیری تشکیلات خودگردان فلسطین، نماد تحقق تدریجی خودمختاری بود، اما استمرار توطئههای کشورهای موسوم به «انقلابی» و مداخلات ایران، مانع از اجرای کامل توافق شد. اگر دو طرف به مفاد اسلو پایبند میماندند، فلسطین امروز میتوانست جایگاهی تثبیتشده در عرصه بینالمللی داشته باشد. در نقطه مقابل، اکنون طرح جدیدی از جانب دولت آمریکا برای پایاندادن به جنگ غزه ارائه شده که با عنوان «طرح صلح ترامپ» شناخته میشود. این طرح که پس از جنگی ویرانگر و تلفات دهها هزار نفر پیشنهاد شده، هدف خود را پایان درگیریها و بازسازی غزه قرار داده است. بندهای اصلی آن شامل منطقهزدایی از افراطگرایی، بازگرداندن گروگانها طی ۷۲ ساعت از پذیرش طرح، آزادی ۲۵۰ زندانی فلسطینی محکوم به حبس ابد و یکهزار و هفتصد بازداشتی دیگر، عفو اعضای خلعسلاحشده حماس یا خروج داوطلبانه آنان از غزه و آغاز بازسازی فوری توسط جامعه جهانی است. اداره موقت غزه نیز به «کمیتهای از تکنوکراتهای فلسطینی» سپرده میشود که تحت نظارت «شورای صلح» به ریاست دونالد ترامپ و با حضور رهبران بینالمللی مانند تونی بلر فعالیت خواهد کرد. این نهاد وظیفه دارد بازسازی و اصلاحات ساختاری را دنبال کند تا زمینه بازگشت تدریجی اداره مناطق به تشکیلات خودگردان فراهم شود. طرح همچنین ایجاد ساختارهای حقوقی، اقتصادی و حکمرانی مدرن و جذب سرمایهگذاری خارجی را در دستور کار قرار داده است. از دید طراحان این طرح، غزه میتواند به الگویی برای توسعه و همزیستی تبدیل شود، در حالی که در جهان عرب و میان رهبران مقاومت، اعتراض و نگرانیهایی نسبت به محوریت نقش آمریکا در مدیریت آینده منطقه وجود دارد./ منبع



