هجینگ؛ رکن گمشده سیاست خارجی ایران
ایران با تقویت روابط اقتصادی و امنیتی با قدرتهای نوظهور، نقش هجینگ را در سیاست خارجی خود احیا میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هجینگ؛ رکن گمشده سیاست خارجی ایران»، به قلم رستم ضیائی در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این یادداشت ضمن بررسی تحولات نظام بینالملل و ظهور رویکرد «هجینگ» در میان قدرتهای میانه، بر ضرورت بهکارگیری این راهبرد توسط ایران در راستای کاهش وابستگی به غرب و منافع ملی تأکید میکند. در ادامه چکیده این یادداشت را میخوانید.
در دهه اخیر، نظام بینالملل با تحولات گستردهای مواجه شده است که از مهمترین آنها میتوان به تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی میان قدرتهای بزرگ، شکلگیری ترتیبات اقتصادی جدید در آسیا و تضعیف تدریجی نظم لیبرال غربمحور اشاره کرد. این تحولات موجب شده است تا دولتها، بهویژه کشورهای منطقهای با ظرفیتهای سیاسی و اقتصادی متوسط، برای تأمین منافع ملی و کاهش وابستگیهای یکجانبه، در جستوجوی راهبردهایی انعطافپذیر و چندلایه باشند. در این چارچوب، مفهوم «هجینگ» در روابط بینالملل جایگاه ویژهای یافته است؛ رویکردی که به کشورها امکان میدهد همزمان از همکاری با قدرتهای بزرگ بهرهمند شوند و خطرات ناشی از رقابت میان همان قدرتها را مدیریت کنند.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مانند عربستان و امارات نمونههای موفق این رویکرد محسوب میشوند. این کشورها با هدف کاهش وابستگی تاریخی خود به آمریکا در زمینه امنیت منطقهای، بهسمت گسترش روابط با قدرتهای نوظهور غیرغربی حرکت کردهاند. فشارهای سیاسی و اقتصادی جهانی موجب شد تا آنها در پی تنوعبخشی به شرکای امنیتی و اقتصادی خود باشند. در این میان، عربستان با حفظ روابط سنتی با آمریکا، بهدنبال تحکیم پیوند با قدرتهایی مانند چین و روسیه است تا از یکسو حمایتهای راهبردی موجود را از دست ندهد و از سوی دیگر اهرمهای فشار و چانهزنی خود را در برابر شرکای غربی تقویت کند. این سیاست دوگانه باعث کاهش ریسکهای سیاسی و امنیتی میشود، زیرا عربستان با تنوعبخشی به روابط خود، خطر قطع کامل حمایتها را کاهش داده و روابط حیاتی را حفظ میکند.
قطر نیز در چارچوب سیاستی متعادل، به توسعه روابط با قدرتهای جدید در کنار تداوم روابط نزدیک با آمریکا پرداخته است. این کشور کوچک با استفاده از دیپلماسی چندوجهی، توانسته است موقعیت خود را در معادلات منطقهای و جهانی تثبیت کند. دیپلماسی اقتصادی، انرژی و میانجیگرانه قطر، بر پایه رویکرد هجینگ شکل گرفته و به افزایش توان چانهزنی و نفوذ این کشور انجامیده است. در نتیجه، کشورهای میانه با اتخاذ چنین رویکردهایی، وابستگی خود به یک بلوک خاص قدرت را کاهش داده و انعطافپذیری سیاسی و اقتصادی بیشتری بهدست آوردهاند.
افزایش تنشها و رقابتهای منطقهای، بهویژه در حوزه امنیت انرژی و توازن قدرت، این کشورها را بهسمت اتحادهای متنوعتر سوق داده است. چنین سیاستی به آنها امکان داده است تا در برابر فشارهای خارجی و تحولات نظام جهانی، استقلال نسبی و امنیت بیشتری کسب کنند. در این بستر، برای ایران نیز که تحت فشار تحریمهای بینالمللی قرار دارد، اتخاذ راهبرد هجینگ بهعنوان ضرورتی ساختاری قلمداد میشود.
ایران در سالهای اخیر گامهایی در راستای این رویکرد برداشته است؛ از جمله امضای برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله با چین، عضویت در گروه بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا. با این حال، هنوز این سیاست بهصورت نظاممند و عملی در سیاست خارجی ایران نهادینه نشده است. تحقق واقعی هجینگ زمانی ممکن است که پیوندهای اقتصادی میان کشورها تقویت شود، پروژههای مشترک سرمایهگذاری شکل گیرد و تفاهمنامههای امنیتی مؤثر به امضا برسد. برای گذار موفق از نظم در حال تغییر بینالمللی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای غربی، ایران نیازمند تعمیق همکاریهای اقتصادی، تجاری و امنیتی با قدرتهای نوظهور است. این امر میتواند رکن گمشده سیاست خارجی کشور را احیا کرده و جایگاه ایران را در نظم جدید جهانی تثبیت کند./ منبع



