انتخاب سردبیرجهاننظام بین‌الملل و نهادها

همکاری برای ترویج چندقطبی‌گرایی؛ یک ضرورت برای قدرت‌های میانی

یکجانبه‌گرایی آمریکا، قدرت‌های میانی مانند برزیل، کانادا و کره‌جنوبی را به سمت پذیرش اجتناب‌ناپذیر جهان چندقطبی سوق می‌دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «همکاری برای ترویج چندقطبی‌گرایی؛ یک ضرورت برای قدرت‌های میانی» به قلم فلیسیانو د سا گیمارائش (Feliciano de Sá Guimarães) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت دیدگاه‌های سه پژوهشگر را ارائه می‌دهد که استدلال می‌کنند یکجانبه‌گرایی آمریکا، قدرت‌های میانی را وادار می‌کند تا به چندقطبی‌گرایی نه به‌عنوان یک جاه‌طلبی، بلکه به‌عنوان یک ضرورت دفاعی برای حفظ استقلال و انعطاف‌پذیری راهبردی خود بنگرند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

تفکر راهبردی برزیل به‌طور قابل‌توجهی تحت‌تأثیر «قاطعیت» مجدد آمریکا در ابعاد نظامی و اقتصادی شکل گرفته است. سیاست آمریکا در قبال ونزوئلا و تهدیدهای تعرفه‌ای گذشته، این درک را تقویت کرده که وابستگی متقابل اقتصادی مانع از رفتار قهری نمی‌شود. این زمینه، عزم برزیل را برای ترویج چندقطبی‌گرایی تقویت کرده است. چندقطبی‌گرایی برای برزیل نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک استراتژی دفاعی با هدف حفظ استقلال و تنوع‌بخشی به مشارکت‌هاست. چشم‌انداز برزیل از چندقطبی‌گرایی، عمل‌گرایانه و دفاعی است: سیستمی که در آن قدرت پراکنده‌تر، سلسله‌مراتب نرم‌تر و فضای مانور راهبردی برای قدرت‌های میانی حفظ شود. هدف برزیل گسست سیستمی نیست، بلکه تحول تدریجی است که نمایندگی و مشروعیت را در حکمرانی جهانی افزایش دهد. همکاری با دیگر قدرت‌های میانی، ستون اصلی این استراتژی است تا با ایجاد پل ارتباطی بین ائتلاف‌های رقیب، از تبدیل شدن چندپارگی به بی‌نظمی کامل جلوگیری کنند.

تهدیدهای ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه و جاه‌طلبی‌هایش در مورد گرینلند، خشم کانادایی‌ها را برانگیخته و به دولت نخست‌وزیر مارک کارنی مأموریتی قاطع برای تأکید بر استقلال کانادا و تنوع‌بخشی به روابطش دور از آمریکا داده است. سخنرانی کارنی در داووس که در آن وضعیت جهان غرب را یک «گسست» توصیف کرد، نشان‌دهنده به رسمیت شناختن حرکت نظام بین‌الملل به سمت چندقطبی‌گرایی بود. پذیرش چندقطبی‌گرایی برای کانادا و دیگر کشورهای غربی، امری اجتناب‌ناپذیر و مطلوب است، اما با این حال، تنوع‌بخشی به دور از آمریکا آسان نیست. یک استراتژی معتبر تنوع‌بخشی باید فراتر از غرب سنتی باشد و از برخورد با بازیگران اصلی دیگر مانند چین و روسیه از طریق لنزهای منسوخ جنگ سرد اجتناب کند. چین و روسیه قصد ندارند به قدرت‌های بزرگ امپریالیستی به سبک غرب تبدیل شوند. سفر اخیر کارنی به چین نشانه‌ای از بیداری برخی قدرت‌های میانی غربی نسبت به واقعیت‌ها و ضرورت‌های یک جهان واقعاً چندقطبی است.

نظام جهانی با تهدیدات ناشی از هژمونیسم و یکجانبه‌گرایی مواجه است. کره‌جنوبی به‌عنوان یک قدرت میانی، از طریق سه حوزه به این وضعیت پاسخ داده است: اول، حمایت از ارزش‌ها و اصول منشور ملل متحد؛ دوم، جلب حمایت در میان قدرت‌های میانی از طریق پلتفرم‌هایی مانند گروه ۲۰ و میکتا و سوم، مشارکت فعال در نهادهای حکمرانی جهانی. کره‌جنوبی واقعیت روبه‌رشد جهان چندقطبی را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت می‌داند. برای انطباق، سئول به دنبال همکاری نزدیک‌تر با دیگر قدرت‌های میانی است. کره‌جنوبی نقش چین را به اندازه آمریکا مهم می‌داند. مشارکت سازنده و عمل‌گرایانه پکن برای اصلاح حکمرانی جهانی ضروری خواهد بود. تلاش‌های مستمر چین برای ترویج یک جهان چندقطبی برابر و منظم، به حمایت گسترده بین‌المللی نیاز دارد. در این فرآیند، مهم است که چین نسبت به ایده‌ها، اولویت‌ها و ابتکارات قدرت‌های میانی پاسخگو باقی بماند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا