اروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

آیا اروپا از فلج زمین‌گیرکننده خود جان سالم به‌در می‌برد؟

تداوم فلج ساختاری در قاره سبز می‌تواند به محو تمدنی و خروج همیشگی این اتحادیه از معادلات قدرت جهانی منجر شود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «آیا اروپا از فلج زمین‌گیرکننده خود جان سالم به‌در می‌برد؟» به قلم اندرو شنگ (Andrew Sheng) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post)  منتشر شده است. این مقاله با نگاهی انتقادی به افول اقتصادی و ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا، بن‌بست‌های ساختاری، وابستگی‌های فناورانه و پیامدهای امنیتی جنگ اوکراین را واکاوی کرده و هشدار می‌دهد که بدون ادغام واقعی، این قاره در نظم نوین جهانی نادیده گرفته خواهد شد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

سال ۲۰۲۵ به‌عنوان یک نقطه‌عطف تاریخی در حافظه جهانی ثبت خواهد شد؛ سالی که با تشدید درگیری‌های مسلحانه در نقاط مختلف جهان از جمله اوکراین، غرب آسیا و میانمار، و همچنین ثبت رکوردهای بی‌سابقه گرمایش زمین و هزینه‌های گزاف بلایای طبیعی همراه بود. در این میان، بازگشت دونالد ترامپ و آغاز جنگ‌های تعرفه‌ای او، عدم‌قطعیت تجاری را افزایش داد و زنجیره‌های تأمین جهانی را دستخوش تغییر کرد. یکی از بحرانی‌ترین اقدامات در این سال، تصمیم اتحادیه اروپا برای مسدودکردن نامحدود دارایی‌های روسیه به ارزش تقریبی ۲۱۰ میلیارد یورو بود که واکنش متقابل مسکو و طرح شکایت علیه «یوروکلیر» را در پی داشت. این اقدام، اروپا را به‌عنوان یک مرکز مالی با کابوسی وجودی روبرو کرده است؛ چرا که اعتماد سرمایه‌گذاران به امنیت دارایی‌ها در قاره‌ای که بدون اعلام جنگ رسمی و صرفاً بر اساس بخشنامه‌ها اقدام به توقیف اموال می‌کند، به‌شدت خدشه‌دار شده است.

ریشه‌های بحران فعلی اروپا به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. در سال ۲۰۱۲، آنگلا مرکل هشدار داده بود که اروپا با دارا بودن تنها ۷ درصد از جمعیت جهان و تولید ۲۵ درصد از تولید ناخالص داخلی، نمی‌تواند برای همیشه ۵۰ درصد از هزینه‌های رفاه اجتماعی جهان را تأمین کند. از آن زمان تاکنون، سهم اروپا از اقتصاد جهانی به ۱۴ درصد سقوط کرده است. راهبرد جدید امنیت ملی ایالات متحده این رکود را ناشی از مقررات دست‌وپاگیری می‌داند که خلاقیت را سرکوب کرده‌اند. واشنگتن با نگاهی تحقیرآمیز هشدار می‌دهد که اروپا در صورت عدم بازیابی اعتمادبه‌نفس تمدنی خود، تا بیست سال آینده غیرقابل شناسایی خواهد بود. با این حال، مشکل تنها در مقررات نیست؛ بلکه در ساختار ملی‌گرایانه تصمیم‌گیری‌ها نهفته است. ناتوانی دولت‌های فرانسه و آلمان در رهبری منسجم، واکنش اروپا به تحولات دفاعی و فناورانه را به‌شدت کند کرده است.

جنگ پرهزینه اوکراین نشان داد که اروپا با تعریف روسیه به‌عنوان یک دشمن وجودی، به‌جای شریکی برای صلح، در دام کلاسیک قدرت‌های بزرگ افتاده است. طبق نظریه پل کندی، صرف هزینه‌های گزاف دفاعی باعث فرسایش اقتصاد می‌شود و نادیده‌گرفتن آن، کشور را در معرض قلدری دیگران قرار می‌دهد. اروپا اکنون در میان این دو لبه تیغ قرار دارد. گزارش ماریو دراگی در سال ۲۰۲۴ تصویری تکان‌دهنده از وضعیت رقابت‌پذیری اروپا ارائه داد؛ قاره‌ای که ۸۰ درصد فناوری دیجیتال خود را وارد می‌کند، قیمت برق در آن سه برابر آمریکا است و تنها چهار شرکت از پنجاه شرکت برتر فناوری جهان را در اختیار دارد. دراگی معتقد است تنها راه نجات، ادغام کامل است، اما واقعیت تلخ اختلافات داخلی ملی، مانع از شکل‌گیری یک جبهه واحد می‌شود. در نظم جهانی جدید که قدرت‌های بزرگی مانند آمریکا، چین و هند بر آن مسلط هستند، اروپا به‌دلیل تفرقه درونی و فقدان رهبری کاریزماتیک، در حال حذف‌شدن از جریان اصلی تاریخ است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا