هرمز و بابالمندب: ایران گلوگاههای دریایی را به اهرم فشار بدل میکند
تنگه هرمز و باب المندب، دو بازوی قدرت ایران در جنگ نظامی و تجاری هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «هرمز و بابالمندب: ایران گلوگاههای دریایی را به اهرم فشار بدل میکند» نوشتهی عباس الزین (Abbas al-Zein) در کریدل (Cradle) منتشر شده است. تقابل فزاینده میان آمریکا و ایران از سطحی منطقهای فراتر رفته و با تمرکز بر کنترل تنگههای راهبردی هرمز و بابالمندب، به عاملی اثرگذار بر اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ روندی که در آن ایران با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی خود، ابتکار عمل را در معادلات تجاری و امنیتی به دست گرفته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تصمیم آمریکا به ریاست دونالد ترامپ برای اعمال محاصره علیه تنگه هرمز، بهویژه با هدف قرار دادن بنادر و کشتیرانی ایران، مرحلهای تازه از رویارویی با تهران را رقم زده است. این اقدام نهتنها موقعیت ایران را تضعیف نکرده، بلکه فشار مضاعفی بر گذرگاهی وارد کرده که ایران پیشتر نیز نفوذ قابلتوجهی بر آن داشته است. این محاصره بخشی از راهبرد گستردهتر واشنگتن برای اعمال فشار بر ایران و شرکایش، از جمله چین، از طریق اخلال در جریان انرژی و تجارت در خلیج فارس توصیف میشود.
ایران در برابر این فشارها منفعل نبوده است. تهران که طی دههها با تحریمها سازگار شده، پس از تحولات منطقهای از جمله آتشبس در لبنان، در چارچوب مذاکراتی با میانجیگری پاکستان بهطور موقت تنگه هرمز را بازگشایی کرد. با این حال، آمریکا از لغو تصمیم محاصره خودداری کرد و ظرف ۲۴ ساعت، ایران نیز محدودیتهای دریایی را دوباره برقرار ساخت و آمادگی خود برای تشدید تنش را نشان داد.
تنشها سپس به عرصه میدانی کشیده شد. بنا بر گزارشهای دریایی انگلیس، شناورهای مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سوی یک نفتکش در حال عبور از تنگه آتش گشودند و گزارشهایی نیز از حمله به نفتکشهای دارای پرچم هند منتشر شد. منابع مرتبط با نهادهای نظامی ایران اعلام کردند که تنگه هرمز به «وضعیت پیشین» خود تحت نظارت سختگیرانه نظامی بازگشته است. تهران تصریح کرد که محدودیتهای ناوبری تا زمانی که آمریکا آزادی کامل تردد کشتیهای ایرانی را تضمین نکند، ادامه خواهد یافت.
این تحولات نشاندهنده معکوس شدن فشار راهبردی است؛ زیرا هرچند هدف محاصره آمریکا محدود کردن صادرات و تجارت ایران است، اما این اقدام متحدان واشنگتن در خلیج فارس را نیز که اقتصادشان به جریان بیوقفه نفت از هرمز وابسته است، تحت فشار قرار میدهد. انسداد کامل تنگه میتواند بازارهای جهانی انرژی را متزلزل و کشورهای همسو با آمریکا را متضرر کند.
موضع مذاکرهای ایران نیز با کنترل دسترسی دریایی گره خورده است. مقامات ایرانی اذعان کردهاند که پیشرفت مذاکرات با واشنگتن محدود بوده و اختلافها، بهویژه درباره برنامه هستهای و وضعیت هرمز، همچنان پابرجاست. سپاه هشدار داده هرگونه تهدید علیه کشتیرانی ایران با اقدام متقابل روبهرو خواهد شد و بدینترتیب تنگه به اهرم اصلی تقابل بدل شده است.
راهبرد ایران به خلیج فارس محدود نیست. تهران در حال شکلدهی به بازدارندگی چندجبههای دریایی است که گلوگاههای مختلف را در شبکهای واحد پیوند میدهد. فرماندهان سپاه امنیت هرمز را با تحولات دریای سرخ مرتبط دانستهاند و احتمال دادهاند تشدید در یک جبهه به واکنش در جبهه دیگر بینجامد. در این چارچوب، بابالمندب با اتکا به متحدان منطقهای ایران، بهویژه انصارالله یمن که پیشتر توان اخلال در کشتیرانی دریای سرخ را نشان داده، امتداد این راهبرد تلقی میشود.
این رویکرد، منازعه را از سطحی منطقهای به رقابتی بر سر زیرساختهای تجارت جهانی ارتقا داده است. اختلال در هرمز و بیثباتی احتمالی در بابالمندب، بازارهای انرژی، زنجیرههای تأمین و مسیرهای حملونقل را تحت تأثیر قرار میدهد و بازیگرانی چون چین و متحدان غربی را نیز درگیر میسازد. در پایان، مقاله دو سناریو را ترسیم میکند: یا فشار مداوم آمریکا به تضعیف داخلی ایران میانجامد، یا ادامه تقابل جایگاه منطقهای و نفوذ راهبردی ایران را تقویت میکند؛ روند کنونی سناریوی دوم را محتملتر نشان میدهد./ منبع



