آسیای مرکزی چگونه افغانستان را مهار میکند
مهار پنهان؛ کشورهای همسایه به تغییر دکترین در قبال افغانستان روی آوردهاند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آسیای مرکزی چگونه افغانستان را مهار میکند» به قلم فاطمه امان (Fatemeh Aman) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به تبیین چرخش راهبردی کشورهای منطقه از سیاست «تلاش برای تثبیت و اصلاح» به دکترین «مهار و مدیریت ریسک» در مورد افغانستان میپردازد. نویسنده معتقد است همسایگان افغانستان دیگر امیدی به تغییر رفتار طالبان ندارند و صرفاً بر کاهش هزینههای ناشی از ناامنی، قاچاق و سیل پناهجویان متمرکز شدهاند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دیپلماسی منطقهای در قبال افغانستان که زمانی بر پایه این فرض استوار بود که تعاملات خارجی میتواند بهتدریج باعث ثبات و اصلاحات داخلی در این کشور شود، اکنون با فروپاشی مواجه شده است. همسایگان افغانستان، بهویژه کشورهای آسیای مرکزی، ایران و پاکستان، دیگر سیاستهای خود را بر اساس انتظار برای ادغام مجدد یا اصلاح رژیم طالبان تنظیم نمیکنند. آنچه جایگزین این رویکرد شده، یک هدف محدودتر و محتاطانهتر یعنی «مهار» است؛ سیاستی که بهدنبال کاهش قرارگرفتن در معرض ناامنیهای افغانستان بدون پذیرفتن مسئولیت توافقات سیاسی داخلی این کشور است. در واقع، افغانستان از یک «شریک توسعهای» به یک «منبع خطر» تغییر ماهیت داده است که موفقیت در قبال آن نه با شاخصهای دموکراتیک، بلکه با میزان جلوگیری از حملات شبهنظامیان فرامرزی و مهار جریان مواد مخدر سنجیده میشود.
تجربه پاکستان بهخوبی محدودیتهای تعامل در شرایط فعلی را نشان میدهد؛ بهرغم حفظ کانالهای ارتباطی، اسلامآباد همچنان با افزایش حملات شبهنظامیان از خاک افغانستان روبروست که منجر به تغییر تمرکز از سرمایهگذاری سیاسی بهسمت حصارکشی مرزی و فشار گزینشی شده است. ایران نیز رویکردی مشابه دارد؛ جایی که هزینههای دائمی ناشی از جریان پناهجویان، قاچاق مواد مخدر و تنش بر سر منابع آبی، تهران را بهسمت اقداماتی برای حفاظت از مرزهای شرقی خود سوق داده است. چین و روسیه نیز که تصور میشد برندگان خروج غرب باشند، موضعی بسیار محتاطانه اتخاذ کردهاند. هر دو قدرت از تعهدات بزرگ اقتصادی یا امنیتی اجتناب میکنند و اولویت اصلی آنها تنها جلوگیری از تبدیلشدن افغانستان به کانون تروریسم فراملی و قاچاق است؛ به گونهای که ثبات، حتی اگر ناقص باشد، برای آنها بر عدمقطعیت ترجیح دارد.
در آسیای مرکزی، خوشبینیهای اولیه درباره دالانهای تجاری و اتصال انرژی جای خود را به ارزیابیهای واقعبینانه از ریسکهای موجود داده است. اگرچه هنوز تلاشهایی برای حفظ افغانستان بهعنوان یک مسیر ترانزیتی وجود دارد، اما این اقدامات بسیار محدود و با این فرض است که شیوه حکمرانی طالبان تغییری نخواهد کرد. خطر بلندمدت این است که رویکرد مهار به یک چرخه خودتقویتکننده تبدیل شود؛ بهطوری که با سرمایهگذاری بیشتر همسایگان در کنترلهای مرزی و بازدارندگی، انگیزهها برای تعامل عمیقتر کاهش یابد و انزوای افغانستان نهادینه شود. در نهایت، عصر تلاش برای تثبیت افغانستان به پایان رسیده و جای خود را به دوران مدیریت بحران و کاهش خسارت داده است؛ مرحلهای که بیش از آنکه حاصل جاهطلبی سیاسی باشد، ناشی از ضرورتهای امنیتی و ناامیدی از تغییرات ساختاری است./ منبع



