برای صلح، پروژه «اسرائیل بزرگ» را متوقف کنید
صلح پایدار در منطقه بدون کنار گذاشتن ایده اسرائیل بزرگ ممکن نیست زیرا اجرای آن منوط به تصرف دیگر کشورهاست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توقف اسرائیل بزرگ؛ پیششرط صلح منطقهای» از جفری دی. ساکس (Jeffrey D. Sachs) و سیبل فارس (Sybil Fares) در الجزیره (Al Jazeera) منتشر شده است که ریشه جنگهای چند دهه اخیر غربآسیا را در ایده «اسرائیل بزرگ» جستوجو میکند و استدلال دارد که صلح پایدار تنها از مسیر پایان اشغالگری، پذیرش دولت فلسطین و کنار گذاشتن راهبردهای توسعهطلبانه حاصل خواهد شد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
توافق آتشبس میان ایران و آمریکا پس از ماهها درگیری و تنش گسترده، فرصتی برای توقف خشونت و کاهش مخاطرات اقتصادی و امنیتی در منطقه ایجاد کرده است. با این حال، درک چرایی شکلگیری این جنگ و مجموعه درگیریهای مشابه در دهههای اخیر مستلزم توجه به یک عامل بنیادی است؛ ایدهای که از آن با عنوان «اسرائیل بزرگ» یاد میشود. این مفهوم بر گسترش نفوذ و کنترل اسرائیل فراتر از مرزهای شناختهشده بینالمللی تأکید دارد و از نگاه منتقدان، یکی از محرکهای اصلی بیثباتی در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و ایران بوده است.
این رویکرد از دو جریان اصلی تغذیه میشود. نخست، جریانهای امنیتمحور و ملیگرایی که معتقدند امنیت اسرائیل تنها از طریق کنترل کامل سرزمینهای فلسطینی و اعمال برتری راهبردی بر همسایگان تأمین میشود. دوم، جریانهای مذهبی افراطی که بر پایه تفاسیر ایدئولوژیک، حق انحصاری یهودیان بر این سرزمینها را مطرح میکنند. ترکیب این دو نگاه طی سه دهه گذشته به شکلگیری راهبردی منجر شده که در عمل با مجموعهای از جنگها، اشغالها و بحرانهای منطقهای همراه بوده است.
در این چارچوب، جنگ علیه ایران نیز ادامه همان الگوی راهبردی تلقی میشود؛ الگویی که بر این فرض استوار است که با اعمال فشار نظامی و حذف رهبران سیاسی میتوان ساختارهای حاکمیتی را در مدت کوتاهی فروپاشید. اما تجربه نشان داده چنین محاسباتی اغلب با واقعیتهای میدانی فاصله دارد. حملات گسترده نهتنها به تغییر سریع نظام سیاسی منجر نشد، بلکه تلفات انسانی، اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی و شوکهای اقتصادی جهانی را به دنبال آورد.
نمونههای مشابهی نیز در منطقه وجود داشته است. تلاشهای چندین ساله برای تغییر موازنه قدرت در سوریه به جنگی فرسایشی و ویرانگر انجامید که پیامدهای آن هنوز ادامه دارد. در بسیاری از موارد، اهداف اعلامشده اولیه تحقق نیافته و هزینههای انسانی و اقتصادی بهمراتب فراتر از برآوردهای اولیه بوده است. از این منظر، تصور دستیابی به پیروزیهای سریع نظامی بارها با شکست مواجه شده است.
در سطح سیاسی نیز نشانههایی از اختلاف میان واشنگتن و تلآویو درباره آینده منطقه نمایان شده است. آتشبس با ایران برای بخشی از تصمیمگیران آمریکایی راهی برای خروج از یک بحران پرهزینه محسوب میشود، در حالی که برخی جریانهای تندرو در اسرائیل آن را مغایر اهداف بلندمدت خود ارزیابی میکنند. همزمان ادامه حملات در لبنان و تداوم بحران غزه، تردیدها درباره امکان تحقق ثبات منطقهای از طریق ابزارهای نظامی را افزایش داده است.
بر اساس این نگاه، مسیر دستیابی به صلح پایدار در غرب آسیا از طریق پایان جنگها، توقف عملیات نظامی در غزه، کاهش فشار بر فلسطینیان و حرکت به سمت تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل میگذرد. همچنین خروج نیروهای اسرائیلی از مناطق مورد مناقشه در لبنان و سوریه و ایجاد چارچوبهای امنیتی منطقهای میتواند زمینهساز ثبات بلندمدت باشد. تجربه آتشبس ایران نیز نشان داد که راهحلهای دیپلماتیک و میانجیگری، نسبت به گزینههای نظامی ظرفیت بیشتری برای کاهش تنش و مدیریت بحران دارند. در نهایت، تداوم صلح به میزان فاصله گرفتن بازیگران اصلی از سیاستهای توسعهطلبانه و پذیرش راهحلهای مبتنی بر همزیستی وابسته خواهد بود./منبع



