آتشبس شکننده و الزامات دوره پساجنگ
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آتشبس شکننده و الزامات دوره پساجنگ» به قلم مهدی آشنا در اندیشکده تهران منتشر شده است. این یادداشت به بررسی الزامات و ضرورتهای دوره پس از آتشبس میان ایران و اسرائیل میپردازد و چالشهای امنیتی و هستهای ایران در برابر دشمنان را با تأکید بر نیاز به روایت واقعبینانه از جنگ و بازتنظیم راهبردهای نظامی و سیاسی تحلیل میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
پس از دوازده روز نبرد سنگین میان ایران و اسرائیل، وضعیت به آتشبسی شکننده رسیده است که هنوز ثبات پایداری ندارد و همچنان امکان بازگشت به درگیری وجود دارد. در موقعیتی که آینده جنگ و صلح در هالهای از ابهام قرار دارد، توجه به الزامات دوره پس از آتشبس اهمیت ویژهای یافته است. ضرورت نخست، تدوین روایتی واقعگرایانه و منصفانه از تأثیرات جنگ است؛ روایتی که هم ابعاد خسارتها و آسیبهای وارد شده را در نظر بگیرد و هم از مبالغه در دستاوردها پرهیز کند تا توازن لازم در ارزیابی نتایج حفظ شود. وضعیت فعلی نباید ملاک قطعی قضاوت درباره دستاوردها یا هزینههای این منازعه قلمداد گردد، زیرا ابعاد مختلف سیاسی، نظامی و اجتماعی همچنان در حال تغییر است و چشمانداز نهایی هنوز روشن نیست.
اهمیت پیشبینی اقدامات احتمالی طرف مقابل و برنامهریزی دقیق برای رویارویی با سناریوهای گوناگون از موضوعات کلیدی این مرحله است. اگرچه طرف مهاجم موفق نشده اهداف اصلی خود – از جمله وادارکردن ایران به عقبنشینی در موضوع هستهای – را محقق سازد، اما هدفگذاری علیه توان هستهای و افزایش فشارهای بینالمللی همچنان در دستورکار بازیگران رقیب قرار دارد. سازوکارهایی مانند ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت سازمان ملل و تشدید اعمال نفوذ از طریق بهرهگیری از شکافهای داخلی، از جمله ابزارهایی است که پیشبینی میشود برای تقویت فشارها علیه ایران بهکار گرفته شود. این ابزارها در محورهای رسانهای، سیاسی و اجتماعی عمل میکنند و بهدنبال ایجاد اختلال در انسجام ملی و ثبات داخلی کشور هستند.
در این شرایط، بازنگری در سیاستها و اهرمهای کشور نسبت به پرونده هستهای اهمیت دوچندان پیدا میکند. مقابله با آسیبهای وارده و ترمیم خسارات تأسیسات هستهای، همزمان با تصویب طرحهای تقابلی در سطح قوانین و اتخاذ دیپلماسی هستهای فعال، میتواند نقش بازدارنده ایفا کند. بر این اساس، رویکردی تهاجمی و مبتنی بر اعتمادسازی معکوس جایگزین رویکرد سنتی دفاعی باید باشد و کشور در مذاکرات و تعاملات هستهای باید جایگاه مطالبهگرانه و مقتدر به خود بگیرد تا ابزارهای فشار طرف مقابل خنثی شود.
ارزیابی تأثیر آخرین دور درگیریها بر قابلیت بازدارندگی نظامی ایران از دیگر موضوعات حیاتی است. تحلیل دقیق رخدادها، خطاهای احتمالی در تصمیمگیری و مواجهه با رفتار دشمن به شناسایی نقاط ضعف راهبردی و عملیاتی کمک میکند. فرصت تعامل و همافزایی میان اندیشمندان و سیاستگذاران باید فراهم شود تا هم از تجربههای موجود درس گرفته شود و هم فضا برای طرحریزی خلاقانه راهبردهای جدید مهیا شود. مشارکت نخبگان و تحلیلگران نسل جدید در فرآیند تصمیمسازی میتواند به بهبود کیفیت راهبردهای بازدارندگی و تطبیق آنها با شرایط جدید کمک کند.
ترمیم و ارتقاء زیرساختهای نظامی و امنیتی، مهار آسیبپذیریها و بازسازی حوزههای پدافندی، آفندی، اطلاعاتی و تجهیزاتی باید در اولویت برنامههای دفاعی قرار گیرد. هر یک از این الزامات باید با ارزیابی علمی و بهرهگیری از تجربیات اخیر، با سرعت و دقت عملیاتی شوند تا ساختار دفاعی در برابر تهدیدهای آینده مقاومتر گردد و میزان کارآمدی آن افزایش یابد.
در کنار تحولات نظامی، آسیبشناسی اجتماعی جنگ و پیامدهای آن بر همبستگی ملی و روابط حکومت با جامعه ضروری به نظر میرسد. جنگ اخیر، ضمن بروز جلوههایی از انسجام ملی و ایجاد فرصتهایی برای نزدیکترشدن نسل جدید به ساختار حاکمیتی، ضعفها و تهدیدهای اجتماعی نوینی همچون افزایش نفوذ، عادیسازی همکاری با دشمن، آگاهی ناکافی نسبت به عواقب این همکاریها و نیز بهرهبرداری دشمن از شبکههای نفوذ داخلی را نمایان ساخت. گسترش کاربرد ریزپرندهها و تسلیحات جدید توسط دشمن بیانگر شبکههای نفوذی جدی و ضعف در برخی سیاستها و زیرساختها از جمله حوزه مهاجرت و کنترل مرزهاست که نیازمند بازنگری جدی در نظام سیاستگذاری است.
در جمعبندی، آتشبس شکننده فعلی پایانی قطعی بر خصومتها و تنشها در سطح منطقهای تلقی نمیشود. شکست آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف خود از طریق عملیات نظامی ممکن است آنها را به جستوجوی ابزارهای جدید در قالب فشارهای اقتصادی، سیاسی یا حتی بازگشت به گزینه نظامی در شرایط مناسبتر سوق دهد. کنار دستاوردها و تجربیات این منازعه، آسیبها و چالشهای مهمی باقی مانده که باید بهسرعت برای رفع آنها تصمیمگیری و اقدام مؤثر صورت گیرد تا مسیر تقویت بازدارندگی و صیانت از منافع ملی هموارتر گردد./ منبع



