لحظه حقیقت برای نیروی موقت سازمان ملل در لبنان
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «لحظه حقیقت برای نیروی موقت سازمان ملل در لبنان» به قلم فازی نیکولاس نصار (Fadi Nicholas Nassar)در نشنال اینترست (National Interest)منتشر شده است. این مقاله به نقش نهایی نیروی موقت سازمان ملل متحد در لبنان(UNIFIL) در تقویت حاکمیت لبنان و خلع سلاح حزبالله میپردازد و استدلال میکند که تغییرات سیاسی و قطعنامه ۲۷۹۰ فرصتی برای موفقیت این گروه فراهم کرده و واشنگتن میتواند آن را هدایت کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در آگوست ۲۰۲۵، شورای امنیت مأموریت نیروی موقت سازمان ملل در لبنان را برای آخرین بار تمدید کرد. این نیرو نیمقرن در جنوب لبنان حضور داشته، که نمادی از چالش لبنان در برقراری حاکمیت است که بیثباتی منطقهای را بهدنبال داشته است. اکنون، حزبالله در پایینترین سطح خود است: حسن نصرالله، رهبر آن، مرده است، و زرادخانهاش که تهران برای بازدارندگی علیه اسرائیل ساخته بود، تخریب شده و در عملیات اسرائیل علیه برنامه هستهای ایران ساکت ماند. مسیرهای تأمین زمینی از سوریه پس از سقوط حکومت اسد قطع شده و دولت جدید لبنان، برخلاف گذشته، روایت همراستایی تسلیحات حزبالله با دولت را رد کرده و متعهد به خلع سلاح آن است.
نیروی موقت سازمان ملل در لبنان، تا دسامبر ۲۰۲۶ کاهش نیرو را آغاز نمیکند. ماههای پایانی، میراث آن را تعیین میکند: یا هشداری از ناکامیها در حفظ صلح خواهد بود، و یا مأموریتی از آندست که به ارتش لبنان (LAF) کمک کرد تا اقتدار را در جنوب برقرار کند، بازگشت حزبالله به مرز را مانع شد و انتقال پنج موضع اشغالی اسرائیل به لبنان را نظارت کرد. واشنگتن میتواند با بهرهگیری از مأموریت بازنگریشده نیروی موقت سازمان ملل در لبنان و زمینه راهبردی مساعد، حاکمیت لبنان را تقویت کند.
در سال ۲۰۰۶، قطعنامه ۱۷۰۱، نیروی موقت سازمان ملل در لبنان را به نیرویی قوی برای ایجاد منطقه حائل بین رودخانه لیتانی و خط آبی تبدیل کرد. این نیرو با پانزده هزار سرباز، تجهیزات زرهی، توپخانه و سیستمهای ضددفاعی، متراکمترین عملیات صلح سازمان ملل شد. ناتو (فرانسه، اسپانیا، ایتالیا) برای اعتبار و ساختار فرماندهی غیرسیاسی وارد شد. ابتدا، نیروی موقت سازمان ملل در لبنان سایتهای حزبالله را مستند کرد، اما پس از بمبگذاری سال ۲۰۰۷ علیه نیروهای اسپانیایی و حملات ۲۰۱۱، به دلیل نگرانی کشورهای مشارکتکننده از تلفات، به انفعال روی آورد و حضور حزبالله در جنوب را تحمل کرد. قطعنامه ۲۶۵۰ در سال ۲۰۲۲ عملیات مستقل را تأکید کرد، اما تغییری ایجاد نشد. پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، جنگ حزبالله و اسرائیل از سر گرفته شد.
موضع قاطع در سال ۲۰۰۶ نشان داد مأموریت و منابع مانع نبودند، اما احتیاط پس از سال ۲۰۰۷ و انفعال بعدی، تمایل سازمان ملل به ادامه مأموریتهای ناکام را نشان داد. قطعنامه ۲۷۹۰ با تعیین خروج در سال ۲۰۲۶، تأخیر کاهش نیرو، و تأکید بر گشتها و کشف مخفیگاهها، نیروی موقت سازمان ملل در لبنان را متمرکز میکند. واشنگتن باید ناتو را به کشف تونلها و انبارهای مخفی تشویق کند تا خلع سلاح حزبالله را تقویت کند. اسرائیل باید امنیت نیروی موقت سازمان ملل در لبنان را تضمین کند تا از حملاتی مانند ضربه پهپادی اخیر جلوگیری شود که اعتماد به خلع سلاح را تضعیف میکند. ارتش لبنان تا ۹۰ درصد زیرساختهای حزبالله در جنوب را پاکسازی کرده و قطع مسیرهای تأمین، ظرفیت بازسازی آن را محدود کرده است. قطعنامه ۲۷۹۰ با تأکید بر توافقات تایف، حاکمیت دولت را تقویت میکند. حمایت آمریکا -اطلاعات، تجهیزات، آموزش- برای تداوم پیشرفت و آمادهسازی پس از نیروی موقت سازمان ملل در لبنان حیاتی است./ منبع



