اکنون چه باید کرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اکنون چه باید کرد؟» به قلم محسن شریعتینیا در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با بررسی تصمیم سه کشور اروپایی برای فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت علیه ایران، اقدام آنان را فاقد مبنای قانونی و مصداق سوءاستفاده از نهادهای بینالمللی دانسته و آن را نمونهای از غلبه سیاست قدرتمحور آمریکا بر روندهای حقوقی ارزیابی میکند. این یادداشت، راهبردهای پیشنهادی برای حفظ امنیت و منافع ملی ایران از طریق هوشیاری، انسجام داخلی و دیپلماسی هوشمندانه را تبیین میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
پس از ماهها کشمکش دیپلماتیک، سه کشور اروپایی با استناد به مکانیسم ماشه اقدام به بازگرداندن تحریمهای شورای امنیت علیه ایران کردند. این رویکرد، فقدان مبنای قانونی و مشروعیت را بههمراه داشت و مورد مخالفت چین، روسیه، ایران و برخی اعضای غیر دائم شورای امنیت قرار گرفت. این کشورها معتقدند الزامات استفاده از سازوکار اسنپ بک مطابق قطعنامه ۲۲۳۱ رعایت نشده و جلسه شورای امنیت مرتبط با این موضوع یک سوءاستفاده آشکار از این نهاد بوده است. تصمیم اتخاذشده فاقد اثر حقوقی الزامآور برای اعضای سازمان ملل است و اجرای تحریمهای ادعایی نقض تعهدات تحت منشور ملل متحد محسوب میشود.
در این میان، سیاست آمریکا بر پایه بیاعتنایی به سازوکارهای بینالمللی و نقض اصول حقوقی استمرار دارد. رویکردی که تحت شعار «ایجاد صلح از طریق قدرت» در واقع «جنگ علیه صلح» را دنبال کرده و با تهدید و فشار، کشورها را به تبعیت از خواستههای غیرقانونی و زیادهخواهانه وادار میکند. این سیاست در عمل هدف تحکیم سلطه و پیشبرد ابتکاراتی چون «پیمان ابراهیم» و طرحهای موسوم به «صلح آمریکایی-اسرائیلی برای غزه» را دارد.
در موضوع ایران، کشورهای اروپایی تحت هدایت آمریکا، از سازوکار ماشه در پرونده هستهای بهرهبرداری ابزاری کردند و هیچ تمایلی به راهحلهای مرضیالطرفین نشان ندادند. مسیر طیشده نشان داد هدف آنها تضعیف توان دفاعی کشور و حتی زمینهسازی برای تسلیم و تجزیه ایران بوده است. این زیادهخواهی با ایستادگی سیاسی و امنیتی ایران مواجه شد. شرایط فعلی بیانگر آغاز دورهای جدید از فشار همهجانبه اقتصادی، سیاسی، بینالمللی و امنیتی بر ایران است و تحلیل این وضعیت نیازمند واقعگرایی، محاسبه دقیق همه ابعاد و یافتن راهکارهای کارآمد و بههنگام است.
تهدیدات موجود در کنار فرصتهایی که این شرایط ممکن است فراهم آورد، ایجاب میکند تصمیمات هوشمند و سریع اتخاذ شود. حفظ هوشیاری کامل، پرهیز از غفلت و آمادگی مقابله با اقدامات غافلگیرانه، بهویژه عملیات روانی دشمن، ضروری است. عملیات روانی با هدف تضعیف روحیه و ایجاد یأس در جامعه بخش مهمی از رفتار دشمنان را تشکیل میدهد. نمونهای از ایستادگی موفق ملت ایران در جنگ تحمیلی دوازدهروزه، مانع تحقق اهداف نظامی و روانی دشمن شد.
با این حال، اقدامات خصمانه ادامه خواهد داشت و نیاز به برنامهریزی گسترده برای مقابله با طرحهای متنوع آنان وجود دارد. تقویت آمادگی دفاعی و نظامی ایران در شرایط حساس بینالمللی و منازعات ژئوپلتیک منطقهای، پیششرط حیاتی حفاظت از کشور است. انسجام ملی و اتحاد مردم، مهمترین عامل بازدارنده در برابر تهدیدات و شرارتها محسوب میشود. هدایت مدبرانه رهبری و اهتمام دولت به بهبود شرایط زندگی مردم، از مولفههای کلیدی صیانت از منافع ملی است.
در نهایت، با توکل به اصول عزت، حکمت و مصلحت، باید شرایط به گونهای مدیریت شود که دشمن از دستیابی به اهداف خود از طریق تهدید و فشار ناامید شود و دریابد تنها راه تعامل با ایران، تجدیدنظر در رویکرد تحکمی و توجه به خواستههای ملت است. این امر نیازمند دیپلماسی هوشمندانه و خلاق برای بهرهگیری از فرصتها و افزایش قدرت چانهزنی کشور است./ منبع



