حضور هند در سازمان همکاری شانگهای، بخشی از راهبرد دهلینو برای حفظ نفوذ و استقلال راهبردی در اوراسیاست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اوراسیای چندقطبی؟ چرا هند همچنان به سازمان همکاری شانگهای پایبند است» نوشته راج کومار شارما (Raj Kumar Sharma) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که هند، با وجود محدودیتهای سازمان همکاری شانگهای در حل اختلافات منطقهای و ضعف اتصال فیزیکی به آسیای مرکزی، این سازمان را ابزاری مهم برای حفظ حضور در اوراسیا، مدیریت روابط با چین و پاکستان، تعامل با روسیه و پیشبرد راهبرد خودمختاری راهبردی و چندهمسویی میداند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
سازمان همکاری شانگهای (SCO) در سال ۲۰۲۶ بیستوپنجمین سال فعالیت خود را پشت سر میگذارد و از یک تشکل محدود امنیتی به یکی از پلتفرمهای مهم چندجانبه در اوراسیا تبدیل شده است. این سازمان در سال ۲۰۰۱ به ابتکار چین، روسیه و چهار کشور آسیای مرکزی، یعنی قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان، با تمرکز بر مقابله با «سه شر» یعنی تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی شکل گرفت، اما بعدها حوزه فعالیت آن به تجارت، اتصال، انرژی، توسعه، همکاری دیجیتال و تبادلات مردمی گسترش یافت. عضویت هند و پاکستان در سال ۲۰۱۷ و سپس پیوستن ایران و بلاروس نیز وزن جغرافیایی و سیاسی آن را افزایش داد.
هند در ابتدا عضو سازمان نبود، اما از اوایل دهه ۲۰۰۰، با توجه به نگرانیهای مربوط به تروریسم، بحران افغانستان، امنیت انرژی، اتصال اوراسیایی و روابط با جمهوریهای تازهاستقلالیافته آسیای مرکزی، به سازمان نزدیک شد. هند، ایران و پاکستان در نشست آستانه در سال ۲۰۰۵ به عضویت ناظر درآمدند و هند در سال ۲۰۱۴ درخواست عضویت کامل داد و در سال ۲۰۱۷ به عضویت کامل پذیرفته شد. نارندرا مودی در همان سال مبارزه با تروریسم، تغییرات اقلیمی، اتصال، صلح و ثبات افغانستان را از اولویتهای هند در سازمان اعلام کرد. آستانه از این نظر اهمیت نمادین دارد که هم آغاز و هم تکمیل مسیر نهادی هند در سازمان در آنجا رقم خورد.
پس از عضویت کامل، مشارکت هند منظمتر شد و مودی شخصاً در ۹ نشست سران سازمان شرکت کرده است. هند در سال ۲۰۲۳ ریاست سازمان را بر عهده گرفت و در جریان آن تلاش کرد دستورکار را به حوزههایی مانند استارتآپها، نوآوری، تحول دیجیتال، طب سنتی، علم و فناوری، توانمندسازی جوانان و میراث بودایی گسترش دهد. این رویکرد نشان میدهد دهلینو نمیخواهد سازمان صرفاً یک نهاد امنیتی باشد، بلکه آن را بستری برای همکاری توسعهای و فناوری در اوراسیا میداند.
از نگاه هند، سازمان همکاری شانگهای بخشی از شبکه گستردهتری از شراکتها شامل بریکس، کواد، گروه ۲۰ و سازوکارهای دیگر است. بنابراین عضویت هند را باید در چارچوب «خودمختاری راهبردی» و «چندهمسویی» دید، نه سیاست بلوکی. مهمترین مزیت سازمان برای هند، جغرافیایی است؛ زیرا امکان تعامل همزمان با روسیه، چین، آسیای مرکزی، ایران، پاکستان و بلاروس را فراهم میکند. هند نمیخواهد اوراسیا به حوزه نفوذ انحصاری یک قدرت تبدیل شود و از این رو، یک اوراسیای چندقطبی با منافع دهلینو سازگارتر است.
سازمان همچنین تنها چارچوب چندجانبهای است که هند میتواند در آن همزمان با دو چالش امنیتی اصلی خود، یعنی چین و پاکستان، تعامل کند. با وجود این، نزدیکی نهادی به پاکستان به آشتی منجر نشده و سازمان در حل اختلافات دو کشور موفقیت محدودی داشته است. در روابط هند و چین نیز این سازمان گاه بستری برای مدیریت بحران و ارسال پیام سیاسی بوده است. توافق مرزی سال ۲۰۲۴ و کاهش تنشهای لداخ در سال ۲۰۲۲ نمونههایی از این کارکرد هستند. با این حال، هند نتوانسته از طریق سازمان بر شراکت راهبردی چین و پاکستان غلبه کند.
هند همچنین از سازمان برای تعمیق روابط با آسیای مرکزی استفاده میکند؛ اقدامی که با سیاست «اتصال به آسیای مرکزی» از سال ۲۰۱۲ همخوان است. مشکل اصلی این است که این اتصال تاکنون بیشتر نهادی بوده تا فیزیکی. ابتکار کمربند و راه چین زیرساختهای گستردهای میان چین، آسیای مرکزی و پاکستان ایجاد کرده، در حالی که نبود یک مسیر زمینی مستقیم همچنان تعامل هند با منطقه را محدود میکند.
روسیه نیز برای هند اهمیت ویژهای دارد، زیرا مسکو در روابط میان هند و چین نقشی متوازنکننده ایفا میکند و مانع از آن میشود که سازمان صرفاً ابزار نفوذ چین تلقی شود. خروج هند از سازمان میتواند فضای دیپلماتیک بیشتری در اختیار چین و پاکستان قرار دهد، روابط هند با آسیای مرکزی و روسیه را محدود کند و این تصور را ایجاد کند که دهلینو به غرب نزدیکتر شده است.
در حوزه افغانستان نیز سازمان نتوانسته سیاست مشترک مؤثری ایجاد کند. اختلاف میان اعضا، تنش هند و پاکستان و نبود افغانستان در سازوکارهای مؤثر سازمان، مانع تبدیل آن به چارچوبی کارآمد برای مقابله با مواد مخدر و مسائل امنیتی منطقه شده است. هند در صورت برآوردهشدن الزامات امنیتی و سیاسی، باید از عضویت افغانستان حمایت کند تا این کشور در چارچوب گستردهتری از اوراسیا قرار گیرد.
در مجموع، تجربه ۲۵ ساله نشان میدهد سازمان برای هند بیشتر بستری برای تعامل راهبردی است تا ابزاری برای دستیابی به نتایج بنیادین. هند نتوانسته شراکت چین و پاکستان را تغییر دهد یا اتصال فیزیکی مؤثری با آسیای مرکزی ایجاد کند، اما خروج نیز جذاب نیست. سازمان همچنان برای حفظ حضور هند در اوراسیا، تعامل همزمان با پکن، مسکو و آسیای مرکزی و پیشبرد نظم چندقطبی اوراسیا اهمیت راهبردی دارد./ منبع



