سپیدهدم سرمایهداری دولتی آمریکا
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «سپیدهدم سرمایهداری دولتی آمریکا» به قلم آرون بارتنیک (Aaron Bartnick) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به بررسی معاملات تجاری و سرمایهگذاری دونالد ترامپ با ژاپن، کره جنوبی و اتحادیه اروپا و تأثیرات آن بر اقتصاد آمریکا میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب ارائه شده است.
در مصاحبه ۵ آگوست ۲۰۲۵ با شبکه سیانبیسی، دونالد ترامپ معاملات تجاری جدید با ژاپن، کره جنوبی و اتحادیه اروپا را «بزرگترین معاملات تاریخ کشور» توصیف کرد، که بر اساس تضمینهای سرمایهگذاری خارجی بیسابقه یکونیم تریلیون دلاری از این شرکای تجاری بزرگ استوار است. این تعهدات روی کاغذ جذاباند، اما بعید است شغل و سود جدیدی برای کارگران و سرمایهگذاران آمریکایی ایجاد کنند. در بهترین حالت، ترکیبی از سرمایهگذاریهای برنامهریزیشده و اهداف آرمانیاند که برای اجتناب از تعرفههای فلجکننده بهعنوان رشوه عمل میکنند. در بدترین حالت، تخصیص ناکارآمد سرمایه و گامی بیسابقه به سوی سرمایهداری دولتی آمریکا را نشان میدهند.
جذابیت این تعهدات برای ترامپ روشن است: پیروزیهای قابلتوجه که او را در نقش «رئیس معاملهگر» قرار میدهند. وبسایت کاخ سفید بخشی به نام «اثر ترامپ» دارد که سرمایهگذاریها را به سیاستهای «اول آمریکا» او نسبت میدهد. سرمایهگذاری خارجی امری مثبت است و توانایی بینظیر آمریکا در جذب آن، مزیت رقابتی بوده است. اما این تعهدات تقریباً خیالیاند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آمریکا از سال ۲۰۲۱ تا سال ۲۰۲۳ کمی بیش از یک تریلیون دلار بود. ایده افزودن ۱۵۰ درصد به این مبلغ در دوره دوم ترامپ غیرواقعی است. تعهد ژاپن به سرمایهگذاری ۵۵۰ میلیارد دلار نزدیک به ۷۸۰ میلیارد دلاری است که از پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا سرمایهگذاری کرده است. مقامات اتحادیه اروپا این تعهد را بیشتر نیتنامه میدانند تا تضمین.
ترامپ بهصراحت گفته هدف این تعهدات، افزایش اهرم مذاکرات تعرفهای است، نه سرمایهگذاری. او در پستی درشبکه اجتماعی تروث سوشال گفت: «کره جنوبی اکنون با تعرفه ۲۵ درصد روبهروست، اما پیشنهادی برای کاهش تعرفهها دارد»؛ که منظورش همان با بهای ۳۵۰ میلیارد دلار برای کاهش ۱۰درصدی است. این تعهدات برای اتحادیه اروپا و ژاپن نیز به اصلاح روابط تجاری نامتوازن کمک میکند. اما اگر این سرمایهگذاریها محقق شوند، احتمالاً اعوجاج بزرگی در بازارهای آمریکا ایجاد میشود. اگر تقاضا برای یکونیم تریلیون دلار سرمایهگذاری خارجی وجود داشت، این سرمایه احتمالاً از قبل اینجا بود. تزریق اجباری سرمایه به عرضه ثابت کسبوکارهای ارزشمند، ارزشگذاریها را بالا میبرد؛ در حالی که نسبتهای قیمت به درآمد از میانگینهای تاریخی فراتر رفته و بازار داغ است.
این در بخشهایی با ظرفیت جذب محدود مانند نیمهرساناها، زیستفناوری یا مواد معدنی حیاتی محتملتر است. بخشهای شیمیایی، صنعتی و کشتیسازی ممکن است چندده میلیارد دلار جذب کنند، اما بیشتر این سرمایه جایی مناسب نخواهد یافت. چگونگی تخصیص این سرمایه نیز مبهم است. ترامپ درباره معامله اروپا گفت: «جزئیاتی نیست؛ ششصد میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در هرچه بخواهم.» این رفتار که در چین برای دههها انتقاد شده است، شامل سهام طلایی، موانع تعرفهای و رشوههای دولتی است. آمریکا با این اقدامات بهسوی سرمایهداری دولتی حرکت میکند؛ رفتاری که از بازارهای نوظهور انتظار میرود، نه بزرگترین اقتصاد جهان. خطر برای مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی این است که شرکای تجاری ممکن است با آمریکا مانند بازار نوظهور رفتار کنند؛ یعنی با معاملات کمتر و شرایط سختتر./ منبع



