آمریکااجتماعیایالات متحدهداخلی

افول تدریجی دانشگاه‌ها در آمریکا

افزایش هزینه تحصیل و کاهش اطمینان از بازدهی اقتصادی مدرک، دانشگاه را از یک انتخاب بدیهی به تصمیمی پرریسک برای خانواده‌های آمریکایی تبدیل کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «افول تدریجی دانشگاه‌ها در آمریکا» نوشته آنا رحمانان (Anna Rahmanan) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه افزایش هزینه‌های آموزش عالی، تغییر شرایط بازار کار و تشدید تردیدها درباره ارزش اقتصادی و اجتماعی مدرک دانشگاهی، باور دیرینه آمریکایی‌ها به دانشگاه به‌عنوان مسیر مطمئن پیشرفت را تضعیف کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تحصیلات دانشگاهی در آمریکا برای دهه‌ها یکی از مطمئن‌ترین مسیرهای دستیابی به شغل بهتر، درآمد بالاتر و موقعیت اجتماعی مطلوب‌تر تلقی می‌شد، اما این تصور در سال‌های اخیر با فشارهای اقتصادی و تغییر شرایط بازار کار تضعیف شده است. هزینه سالانه تحصیل در سال ۲۰۲۵-۲۰۲۶ برای یک دانشجوی مقطع کارشناسی در دانشگاه دولتی، با احتساب شهریه، مسکن، غذا، کتاب و سایر هزینه‌ها، به طور متوسط حدود ۳۰ هزار و ۹۹۰ دلار بوده و این رقم در دانشگاه‌های خصوصی غیرانتفاعی به ۶۵ هزار و ۴۷۰ دلار رسیده است. افزایش چشمگیر شهریه در سه دهه گذشته، حتی با در نظر گرفتن تورم، فشار مالی بیشتری بر خانواده‌ها وارد کرده است.

با وجود این هزینه‌ها، داده‌های کلی همچنان نشان می‌دهند که مدرک دانشگاهی از نظر اقتصادی مزیت‌هایی دارد. در سال ۲۰۲۵، متوسط درآمد هفتگی کارکنان تمام‌وقت بالای ۲۵ سال با مدرک کارشناسی هزار و ۵۷۸ دلار بود، در حالی که این رقم برای افراد دارای دیپلم دبیرستان ۹۶۶ دلار ثبت شد. نرخ بیکاری دارندگان مدرک کارشناسی نیز پایین‌تر بود. با این حال، چنین میانگین‌هایی لزوماً به خانواده‌ها پاسخ نمی‌دهند که آیا انتخاب یک دانشگاه مشخص، رشته‌ای مشخص و پرداخت هزینه‌ای مشخص برای یک دانشجوی مشخص، در نهایت توجیه اقتصادی خواهد داشت یا خیر.

فشار اصلی در سال‌های نخست پس از فارغ‌التحصیلی بیشتر نمایان می‌شود. نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان جدید دانشگاهی در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۵.۶ درصد و نرخ اشتغال کمتر از سطح تحصیلات حدود ۴۲ درصد بوده است. هم‌زمان، کارفرمایان بیش از گذشته به توانایی عملی متقاضیان توجه می‌کنند و صرف داشتن مدرک را برای اثبات مهارت کافی نمی‌دانند. از سوی دیگر، هزینه بالای زندگی باعث شده مزیت درآمدی فارغ‌التحصیلان در سال‌های ابتدایی اشتغال، بخش بیشتری از ارزش خود را از دست بدهد.

با این حال، ارزش دانشگاه را نمی‌توان صرفاً با درآمد و اشتغال سنجید. دانشگاه در الگوی سنتی خود قرار بود فضایی برای رشد فکری، استقلال فردی، شکل‌گیری روابط اجتماعی، آشنایی با دیدگاه‌های متفاوت و گذار از نوجوانی به بزرگسالی فراهم کند. همین ابعاد غیرمالی هنوز برای بسیاری از دانشجویان و خانواده‌ها اهمیت دارد. اما بحران‌های فرهنگی و اجتماعی در محیط‌های دانشگاهی، از مناقشات مربوط به اسرائیل و غزه و اتهامات یهودستیزی تا اختلافات بر سر آزادی بیان، آزار جنسی، سلامت روان و امنیت دانشجویان، این کارکرد را نیز با پرسش‌هایی جدی مواجه کرده است. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ نشان داد ۶۹ درصد دانشجویان در دست‌کم یکی از موضوعات مورد بحث در دانشگاه، خودسانسوری را تجربه کرده‌اند و حدود دوسوم آنان معتقد بودند این وضعیت از گفت‌وگوهای آموزشی ارزشمند جلوگیری می‌کند. در نتیجه، مسئله اصلی دیگر پایان یافتن دانشگاه نیست، بلکه پایان یافتن این تصور است که دانشگاه همیشه و بدون توجه به هزینه، رشته و شرایط بازار کار، انتخابی مطمئن است.

اکنون خانواده‌ها ناچارند درباره نوع دانشگاه، رشته تحصیلی، میزان بدهی، فرصت‌های شغلی و درآمدی که در دوران تحصیل از دست می‌رود، محاسبه دقیق‌تری انجام دهند. دانشگاه همچنان می‌تواند فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی مهمی ایجاد کند، اما دیگر نمی‌توان آن را نسخه‌ای واحد برای همه دانست. تغییر اصلی در همین نقطه رخ داده است: دانشگاه از یک انتخاب بدیهی به تصمیمی تبدیل شده که نیازمند ارزیابی هزینه، فایده و آینده شغلی است./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا