آمریکاایالات متحدهخارجیسیاسی

آیا آمریکا آماده یک رئیس‌جمهور زن است؟

شکست نامزدهای زن در انتخابات آمریکا نشان‌دهنده نقش عوامل سیاسی و ساختاری است، نه صرفاً تبعیض جنسیتی.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا آمریکا آماده یک رئیس‌جمهور زن است؟» نوشته مایکل باهارائین (Michael Baharaeen) در لیبرال پاتریوت (Liberal Patriot) منتشر شده و به این موضوع می‌پردازد که ناکامی نامزدهای زن در انتخابات آمریکا را نمی‌توان صرفاً به جنسیت نسبت داد، زیرا مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، ساختاری و برداشت‌های نادرست درباره تبعیض در جامعه بر نتایج اثر گذاشته‌اند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

آمریکا در سال‌های اخیر بارها با این ادعا مواجه شده که جامعه سیاسی آن هنوز برای انتخاب یک رئیس‌جمهور زن آماده نیست، اما مرور تجربه‌های انتخاباتی نشان می‌دهد که شکست نامزدهای زن را نمی‌توان صرفاً حاصل تبعیض جنسیتی دانست. در انتخابات ۲۰۱۶، هیلاری کلینتون با وجود پیشتازی بیش از دو میلیون رأی در آرای مردمی، به‌دلیل اختلاف بسیار محدود در چند ایالت کلیدی از رسیدن به کاخ سفید بازماند. سهم رأی دونالد ترامپ نیز کمترین میزان برای یک نامزد پیروز جمهوری‌خواه از دهه ۱۹۶۰ بود و میزان آرای مردان به او تفاوت چشمگیری با نامزد پیشین جمهوری‌خواهان نداشت. همچنین او در میان جمهوری‌خواهان تقریباً همان سطح حمایتی را کسب کرد که میت رامنی در سال ۲۰۱۲ به‌دست آورده بود؛ نشانه‌ای که بیان می‌کند برتری ترامپ در کالج الکترال الزاماً ناشی از جنسیت رقیبش نبود.

در انتخابات ۲۰۲۴ نیز مشکلات حزب دموکرات در میان مردان تنها متوجه کامالا هریس نبود، زیرا نتایج رقابت‌های هم‌زمان کنگره نشان داد که الگوی رأی‌دادن مردان در سراسر کشور مشابه بوده است. در ایالت‌هایی مانند پنسیلوانیا، اختلاف آرای هریس و ترامپ در میان مردان تقریباً همان الگوی رقابت‌ سنای این ایالت را بازتاب می‌داد. مجموعه‌ای از عوامل، از جمله نارضایتی از عملکرد دولت بایدن، فشارهای ناشی از تورم و مهاجرت و مواضع گذشته هریس که برای بخشی از رأی‌دهندگان قابل پذیرش نبود، شرایط را برای او دشوار کرد. در سال ۲۰۱۶ نیز ادامه قدرت‌گیری یک حزب برای سه دوره پیاپی در تاریخ معاصر آمریکا بسیار نادر بود و این امر موقعیت کلینتون را از ابتدا تضعیف می‌کرد. او برای بسیاری نماد طبقه سیاسی مستقر و نزدیک به نهادهای مالی بود؛ تصوری که در فضای رو‌به‌گسترش پوپولیسم به‌شدت به او آسیب زد.
با وجود این فضای پیچیده، زنان در بسیاری از رقابت‌های انتخاباتی سال‌های اخیر موفق بوده‌اند و اغلب ایالت‌های آمریکا تجربه انتخاب زنان در مناصب عالی ایالتی را دارند. مجموعه‌ای از پژوهش‌های دانشگاهی نیز نشان می‌دهد که نگرش‌های جنسیتی به‌طور فزاینده‌ای با وابستگی حزبی گره خورده و رأی‌دهندگانی که دیدگاه‌های جنسیت‌زده دارند، همین نوع قضاوت را نسبت به نامزدهای مرد دموکرات نیز نشان می‌دهند. بررسی‌ها حاکی از آن است که تفاوت معناداری میان میزان محبوبیت نامزدهای زن و مرد دموکرات در میان این گروه وجود ندارد و مخالفت با آنان بیش از آنکه به جنسیت مربوط باشد، از هویت حزبی ناشی می‌شود. مطالعات دیگر نیز نشان داده‌اند که رأی‌دهندگان به‌طور کلی نسبت به نامزدهای زن یا اقلیت‌های نژادی نگرش منفی ندارند و در بسیاری موارد حتی ارزیابی اولیه مثبت‌تری از آنان ارائه می‌کنند.

با این حال، برداشت‌های نادرست درباره میزان تبعیض ممکن است موجب نوعی «تبعیض راهبردی» شود؛ حالتی که در آن افراد تصور می‌کنند دیگران حاضر به حمایت از نامزدهای زن یا اقلیت نیستند و در نتیجه خودشان نیز از آنان حمایت نمی‌کنند. این تصور می‌تواند سبب شود برخی نامزدهای بالقوه شایسته کنار گذاشته شوند، در حالی که شواهد نشان می‌دهد رأی‌دهندگان بیش از هر چیز به ارزش‌ها، عملکرد و دوری از ساختارهای سیاسی مستقر توجه دارند. در مجموع، تجربه انتخاباتی آمریکا نشان می‌دهد که هویت جنسیتی نقشی تعیین‌کننده در شکست یا پیروزی ندارد و عوامل سیاسی و ساختاری وزن بیشتری در تصمیم رأی‌دهندگان ایفا می‌کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا