چهار کلید برای اجرای بازگشت تحریمهای ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چهار کلید برای اجرای بازگشت تحریمهای ایران» نوشته ریچارد نفیو (Richard Nephew) در موسسه واشنگتن (Washington Institute) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی پیامدهای بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران، بر این نکته تأکید دارد که اهمیت اصلی «اسنپبک» در احیای فشارهای اقتصادی نیست، بلکه در تقویت سازوکارهای مقابله با اشاعه هستهای و موشکی ایران نهفته است. چهار اقدام کلیدی برای اجرای مؤثر تحریمها و مهار تلاشهای احتمالی ایران برای بازسازی توان هستهای و موشکی پیشنهاد میشود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
با بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در نیمهشب ۲۷ سپتامبر، برجام ۲۰۱۵ عملاً بیاعتبار شد و مرحلهای تازه در سیاست منع اشاعه آغاز گردید. با این حال، برنامههای هستهای و موشکی ایران متوقف نشدهاند و شواهد ماهوارهای نشان میدهد فعالیتهای عمرانی و توسعه زیرزمینی در نطنز ادامه دارد. ایران احتمالاً بیشتر مواد و اجزای لازم را در اختیار دارد، اما برای تأمین برخی تجهیزات حیاتی هنوز به منابع خارجی متکی است. از اینرو، بازگشت تحریمها اگرچه فشار اقتصادی جدیدی وارد نمیکند، مهمترین تأثیرش در تقویت ابزارهای حقوقی و عملیاتی برای جلوگیری از اشاعه خواهد بود. قطعنامههای ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳ و ۱۹۲۹ شورای امنیت اختیارات گستردهای در اختیار دولتها قرار میدهند تا فعالیتهای اشاعهای ایران را متوقف کنند، اما اجرای مؤثر آنها مستلزم همکاری و ظرفیتسازی بینالمللی است.
نخست، دولتها باید بپذیرند که هرچند حمله نظامی ماه ژوئن به توان هستهای ایران آسیب زد، اما این توان کاملاً نابود نشده است. ایران همچنان اورانیوم غنیشده، موشکها و دانش فنی متخصصان خود را حفظ کرده و بهدنبال تأمین قطعات از خارج است. بنابراین همکاری جهانی برای مقابله با اشاعه باید بر این واقعیت استوار باشد و گزارشهای مربوط به فعالیتهای ایران جدی گرفته شود.
دوم، جمعآوری اطلاعات و تحلیل نقاط گلوگاهی در زنجیره تأمین ایران باید در اولویت آمریکا و متحدانش باقی بماند. تجربه نشان داده است که شناسایی اقلام کلیدی میتواند مسیر تأمین را مختل کند. برای نمونه، در دهه ۲۰۰۰ تحلیلهای داخلی آمریکا «الیاف کربن» را بهعنوان یکی از مواد حیاتی و دشوار برای ایران شناسایی کرد. با وجود ناکامی در جلوگیری کامل از دسترسی ایران به آن، تأخیر ایجادشده برنامه غنیسازی را پرهزینهتر کرد و فرصتی برای دیپلماسی فراهم آورد؛ موفقیتی در چارچوب منع اشاعه.
سوم، اشتراکگذاری و هماهنگی اطلاعاتی میان کشورها باید تقویت شود. هر دادهای درباره خرید یا انتقال تجهیزات از سوی ایران باید به اقدام عملی منجر گردد. بهترین حالت آن است که آمریکا و اروپا با تشکیل یک سلول هماهنگی در سطح کارشناسی، اطلاعات را تحلیل، اولویتبندی و میان کشورهایی که روابط مناسبتری دارند تقسیم کنند. چنین سازوکاری در سالهای ۲۰۱۲–۲۰۰۷ نیز با موفقیت در مهار معاملات ایران اجرا شد. اکنون این همکاری میتواند جایگزینی برای کمیته تحریمهای سازمان ملل باشد که بهدلیل مخالفت روسیه و چین عملاً از کار افتاده است. گروه کشورهای همفکر همچنین میتوانند با اتکا به منابع باز، گزارشهای عمومی درباره روندهای اشاعهای ایران منتشر کنند.
چهارم، ضروری است کشورها مفاد قطعنامههای شورای امنیت را دوباره مرور کنند، زیرا بسیاری از جزئیات پس از نزدیک به دو دهه فراموش شده است. این قطعنامهها تعهدات الزامآوری را در زمینه جلوگیری از انتقال فناوری هستهای و موشکی، مسدودسازی داراییها، محدودیتهای سفر، ممنوعیت فروش تسلیحات و مجوز بازرسی کشتیها و هواپیماهای مشکوک ایجاد میکنند. افزون بر این، به دولتها اجازه میدهند در صورت ضرورت، برای جلوگیری از اشاعه اقدامات مستقل اتخاذ کنند؛ همانگونه که اتحادیه اروپا، ژاپن و کره جنوبی در سال ۲۰۱۰ از این اختیار برای محدودسازی تجارت انرژی ایران بهره گرفتند.
آمریکا و شرکایش باید این اختیارات را با دقت بازبینی و بهکار گیرند تا بازگشت تحریمها واقعاً به تأخیر در پیشرفت برنامههای هستهای و موشکی ایران بینجامد و نگرانیهای بینالمللی درباره اهداف تسلیحاتی تهران را برطرف کند./ منبع



