تجارت جهانی در تله خشم آمریکا و لافزنی چین
بازیگران آسیایی برای بقا در نبرد تجاری ابرقدرتها باید بهجای انتخاب یکی از دو طرف، بر تنوعبخشی و ایجاد سپرهای محافظتی متمرکز شوند تا قربانی سیاستهای هیجانی نشوند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تجارت جهانی در تله خشم آمریکا و لافزنی چین» به قلم وای تونی یانگ (Y Tony Yang) در آسیا تایمز (Asia Times) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی چالشهای صادرکنندگان و مدیران زنجیره تأمین در مواجهه با سیاستهای تعرفهای غیرقابلپیشبینی واشنگتن و راهبرد صادراتمحور پکن میپردازد و راهکارهایی عملی برای تابآوری اقتصادهای آسیایی در برابر این دو مدل حکمرانی متفاوت ارائه میدهد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
برای یک صادرکننده آسیایی یا مدیر زنجیره تأمین، «ژئوپلیتیک تجاری» یک بحث انتزاعی نیست، بلکه هزینهای واقعی است که در قالب حق بیمه نوسانات در قراردادها و تصمیمات سرمایهگذاری پرداخت میشود. اقدام اخیر کاخ سفید در افزایش نرخ تعرفه جهانی به پانزده درصد، آنهم پس از رد اختیارات اضطراری رئیسجمهور توسط دیوان عالی، نشاندهنده سبک حکمرانی جدیدی است که در آن تعرفه نه یک ابزار اقتصادی صرف، بلکه چاقویی چندکاره برای کسب درآمد، سیاست صنعتی و چانهزنی سیاسی است. این توالی رویدادها، شکست در دادگاه، چرخش حقوقی سریع و اعمال نرخ جدید، درسی تلخ به جهان میدهد: ایالات متحده و چین اکنون دو «دفترچه راهنما» کاملاً متفاوت برای حکمرانی اقتصادی ارائه میکنند که هر دو پرهزینهاند.
واشنگتن، بهویژه در دوران ترامپ، پیامی صریح دارد: «پیشبینیناپذیری، اهرم فشار است.» این رویکرد پرسروصدا و شتابزده، تعرفه را به ترموستاتی تبدیل کرده که برای شکلدهی به رفتار دیگران بالا و پایین میشود، اما قبض انرژی آن را دیگران میپردازند. برای شرکتها، این یعنی «سرعت تغییرات» خود به یک سیاست تبدیل شده است. بنگاههای اقتصادی میتوانند سطح مشخصی از تعرفه را مدیریت کنند، اما محافظت در برابر شلاق تغییرات ناگهانی حقوقی و معافیتهای سلیقهای تقریباً غیرممکن است. واشنگتن ریسک سیاستی ایجاد میکند؛ تعرفه امروز، فردا به ابزار چانهزنی تبدیل میشود و پسفردا توسط دادگاه تغییر شکل مییابد.
در مقابل، پکن رویکردی مبتنی بر «لافزنی متعادل» دارد؛ نمایشی از خونسردی و ثبات که چین را بهعنوان «بالغترین فرد در اتاق» معرفی میکند. این روایت برای بسیاری در آسیا و جنوب جهانی جذاب است، اما این «ثبات» دو چهره دارد. یک روی آن پیشبینیپذیری است، اما روی دیگر آن یک «عدم تعادل پایدار» است؛ ماشینی صادراتی که حتی با کاهش تقاضای داخلی همچنان داغ کار میکند و مازاد تولید را به بیرون میفرستد. از دیدگاه کشورهایی مانند هند، اندونزی یا اتحادیه اروپا، این نبرد دیگر «آمریکا علیه چین» نیست، بلکه انتخاب میان «نوسان» در برابر «وابستگی» است. شرایط چین شاید قابل پیشبینی باشد، اما وقتی زنجیرههای تأمین و استانداردها به یک سمت متمایل شوند، بازگرداندن تعادل دشوار خواهد بود.
خطر اصلی زمانی است که تجارت به ابزار قصهگویی تبدیل شود؛ جایی که آمریکا تعرفه را ابزاری اخلاقی برای تنبیه و چین آن را ابزاری برای مشروعیتبخشی میداند. آسیا برای عبور از این میدان مین باید عملگرا باشد. نخست، تنوعبخشی باید نه بهعنوان یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه بهعنوان «بیمه» دیده شود تا شوکهای تقاضای چین یا نوسانات تعرفهای آمریکا به بحران ملی تبدیل نشود. دوم، سرمایهگذاری بر «انطباق قابلردیابی» ضروری است؛ برندگان آینده شرکتهایی هستند که میتوانند منشأ دقیق کالای خود را اثبات کنند و بدون تغییر محصول، مسیر قانونی جدیدی بیابند.
در نهایت، آسیا به سپرهای ضربهگیر منطقهای نیاز دارد؛ سیستمهای گمرکی سریعتر، تجارت دیجیتال یکپارچه و تأمین مالی هوشمند برای بنگاههای کوچک. اگر واشنگتن «حکمرانی با غافلگیری» و پکن «دیپلماسی با اطمینانبخشی» را تمرین میکنند، مزیت نسبی آسیا باید چیزی کمتر نمایشی باشد: «قوانین». سیاست تجاری باید شبیه زیرساخت باشد تا بداهه نوازی؛ مسیرهایی قابل پیشبینی با گاردریلهای محکم که وقتی سیاست داغ میشود، اقتصاد را در جاده نگه دارد./ منبع



