چگونه پاکستان در حال شکستن انحصار قدرتهای بزرگ در نیروی هوایی است
صنعت پاکستان نشان میدهد که چگونه دولتهای نوظهور از طریق دموکراتیکشدن سلاحها در حال کسب اهرم فشار هستند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه پاکستان در حال شکستن انحصار قدرتهای بزرگ در نیروی هوایی است» به قلم تانیا گودسوزیان (Tanya Goudsouzian) و ابراهیم المرعشی (Ibrahim Al-Marashi) در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که انحصار غرب بر قدرت هوایی پیشرفته در حال فرسایش است و قدرتهای نوظهور مانند پاکستان، با همکاری چین، در حال تغییر شکلدادن به امنیت جهانی هستند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در پارک ملی علوم و فناوری هوافضای پاکستان (NASTP)، یک تغییر ساختاری در حال شکلگیری است که امنیت جهانی را دگرگون میکند: قدرت هوایی به تدریج دموکراتیک شده و قابلیتهای هوایی معتبر از انحصار دولتهای ثروتمند غربی به دست قدرتهای نوظهور در جنوب جهانی منتقل میشود. برای بخش بزرگی از دوران مدرن، برتری هوایی امتیاز استراتژیک متحدان نزدیک ایالات متحده، شوروی/روسیه و تعداد انگشتشماری از دولتهای ثروتمند بود.
کنترلهای صادراتی و شرایط سیاسی، کنترل آسمانها را به شدت محافظت میکرد. اما امروز، این انحصار دیرینه به طور پیوسته در حال فرسایش است. این تغییر زمانی آشکار شد که واشنگتن در سال ۲۰۲۰ ترکیه، یکی از اعضای ناتو، را از دستیابی به ارتقاءهای پیشرفته اف-۱۶ منع کرد. آنکارا با تسریع برنامه بومی پهپادهای خود پاسخ داد. به موازات آن، پاکستان و چین جنگنده JF-17 را توسعه دادند. تمایل چین به انتقال فناوری، پاکستان را قادر ساخت تا یک جنگنده چندمنظوره مدرن را به میدان بیاورد. پهپادهای جنگی ترکیه و جنگنده JF-17 با هم، انحصار قدرت هوایی را در هم شکستهاند.
برای پاکستان، این تحول هم استراتژیک و هم حیثیتی بوده است. جنگنده JF-17 که با همکاری چین توسعه یافته، محور تغییر اسلامآباد از واردکننده تسلیحات به یک کارگزار قدرت هوافضا است. این تکامل در درگیری چهار روزه ماه می گذشته، زمانی که هواپیماهای پاکستانی ادعا کردند هواپیمای رافال هندی را سرنگون کردهاند، به نمایش جهانی درآمد. این موفقیت توجه بینالمللی را به خود جلب کرد و از آن زمان، ردپای صادراتی JF-17 در سراسر نیجریه، میانمار، آذربایجان و عراق گسترش یافته است. پاکستان با ارائه یک جایگزین توانا و مقرونبهصرفه، دیگر صرفاً امنیت را نمیخرد، بلکه بهطور فزایندهای آن را امکانپذیر میسازد و خود را به عنوان یک گره استراتژیک در یک اکوسیستم دفاعی جهانی متنوع قرار میدهد. دموکراتیک شدن قدرت هوایی به طور خودکار صلح ایجاد نمیکند، بلکه اهرمها را بازتوزیع، مسابقات تسلیحاتی را تسریع و محاسبات استراتژیک را پیچیده میکند. این تحول همچنین نشاندهنده ظهور یک نظم نظامی واقعاً چندقطبی است./ منبع



