روابط ایران و ژاپن در گذر تاریخ
ایران و ژاپن میتوانند با دیپلماسی فرهنگی، همکاریهای انرژی و اقتصاد را تقویت کنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «روابط ایران و ژاپن در گذر تاریخ»، به قلم محمد بیدگلی و منتشر شده در دیپلماسی ایرانی، با مرور نقاط عطف روابط دو کشور از پیوندهای کهن جاده ابریشم تا مناسبات دیپلماتیک معاصر، استدلال میکند که اتکای همزمان به سرمایه فرهنگی، اعتماد متقابل و ظرفیتهای اقتصادی -بهویژه انرژی- میتواند مبنای واقعگرایانهای برای توسعه همکاریهای آینده تهران و توکیو باشد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
روابط ایران و ژاپن بر پایه پیوندهای دیرینه تاریخی، فرهنگی و سیاسی شکل گرفته و در طول زمان به بستری برای توسعه همکاریها در حوزههای مختلف تبدیل شده است. ظرفیتهای متقابل دو کشور در زمینههای سیاسی، تجاری و فرهنگی، ضرورتی انکارناپذیر یافته و احترام و علاقهمندی متقابل ملتها، این روابط را تقویت کرده است. شواهد تاریخی نشان میدهد که ارتباطات ایران و ژاپن ریشه در قرون اولیه میلادی دارد و جاده ابریشم نقشی مهم در پیوند این دو تمدن ایفا کرده است. پژوهشهای مؤسسه تحقیقات ملی «نارا» در ژاپن و گزارش روزنامه ژاپن تایمز حاکی از آن است که ژاپن از طریق جاده ابریشم با فرهنگهای گوناگون، از جمله ایران، ارتباطی پایدار داشته و حتی یافتههای باستانشناسی دهه ۱۹۶۰ نشاندهنده عمق بیشتر این روابط نسبت به برآوردهای پیشین است. این پیشینه تاریخی میتواند با اتکای به دیپلماسی فرهنگی فعال و مبتنی بر شناخت متقابل، زمینه توسعه همکاریها را در عصر حاضر فراهم کند.
در فرهنگ ژاپنی، کار ارزشی مقدس تلقی میشود و احترام به تولید، تلاش مستمر برای ارتقای دانش و مهارت و روحیه کوشش مضاعف، از ویژگیهای بارز نیروی کار این کشور است. در کنار فرهنگ تولید، الگوی مصرف مبتنی بر قناعت، اعتدال و تأکید بر مصرف کالاهای داخلی، از شاخصههای مهم جامعه ژاپنی بهشمار میآید. این ویژگیها در کنار انضباط اجتماعی، نقش مهمی در شکلگیری توان اقتصادی ژاپن داشته است. نخستین تماسهای رسمی و غیررسمی میان ایران و ژاپن در واپسین سالهای قرن نوزدهم میلادی و در دوره قاجاریه آغاز شد. میرزا علیاصغرخان امینالسلطان نخستین چهره سیاسی ایرانی بود که در سال ۱۹۰۳ میلادی از طریق روسیه و چین به ژاپن سفر کرد و به مدت بیستوهشت روز در این کشور اقامت داشت و به حضور امپراتور میجی پذیرفته شد.
نخستین نشانههای نهادیشدن روابط دو کشور در قرن جدید به سال ۱۳۰۵ و دوران رضاشاه بازمیگردد، زمانی که نمایندگی بازرگانی ژاپن در تهران افتتاح شد. این اقدام سرآغاز گسترش روابط سیاسی بود و در سال ۱۳۰۸ به امضای پیماننامه سیاسی و در سال ۱۳۰۹ به انعقاد عهدنامه مودت میان دو کشور انجامید. با اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ و فشار نیروهای متفقین، ایران در سال ۱۳۲۱ سفیر خود را از توکیو فراخواند و روابط دیپلماتیک قطع شد، اما پس از پایان جنگ جهانی دوم و حضور ایران در کنفرانس صلح سانفرانسیسکو، عهدنامه صلح با ژاپن امضا و سفارتخانههای دو کشور در ۱۰ آبان ۱۳۳۲ بازگشایی شد. اگرچه روابط در دوره رضاشاه دچار افول شد، اما پس از جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن، مناسبات دو کشور بهتدریج بهبود یافت.
در دوره پهلوی دوم، بهدلیل نزدیکی ایران با آمریکا، روابط ایران و ژاپن ارتقا یافت و سرمایهگذاریهای ژاپنی افزایش پیدا کرد. تحول کمنظیر صنعتی و رشد سریع اقتصادی ژاپن تحت تأثیر دو عامل اصلی قرار داشت: روحیه پرنشاط و پرتلاش مردم که به پویایی علم، صنعت و کشاورزی انجامید و پرهیز از اسراف، تجملپرستی و مصرفزدگی از طریق اجرای سیاستهای صرفهجویی و ترویج سادهزیستی. در سالهای اخیر، ژاپن در برنامههای راهبردی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی جهان غرب در شرق آسیا حضور فعال دارد و همزمان روابط راهبردی خود را با کشورهای همفکر در مواجهه با چالش چین گسترش میدهد. جمهوری اسلامی ایران نیز در پی بهرهگیری از ظرفیتهای ژاپن در حوزه انرژی است و بر نقش بالقوه شرکتهای ژاپنی در بخش نفت و اقتصاد ایران تأکید دارد. این پیوند بر پایه دوستی، درک متقابل، احترام و اعتماد شکل گرفته و میتواند زمینهساز همکاریهای آینده باشد./ منبع



