آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

عدم توازن جدید قدرت نرم

عقب‌نشینی گسترده آمریکا از دیپلماسی و کمک‌های خارجی، موقعیت نسبی چین را بهبود بخشیده است، اما چین رویکردی محتاطانه و عمل‌گرا را در پیش گرفته و از پر کردن کامل خلاء ایدئولوژیک اجتناب می‌کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «عدم توازن جدید قدرت نرم» به قلم ماریا رپنیکووا (Maria Repnikova)  در فارن افرز (Foreign Affairs)منتشر شده است. این مقاله به بررسی پیامدهای عقب‌نشینی قدرت نرم ایالات متحده تحت دولت دونالد ترامپ و تأثیر آن بر موقعیت جهانی چین می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که بر خلاف تصور رایج، رقابت قدرت نرم میان آمریکا و چین بازی مجموع صفر نیست؛ بلکه چین رویکردی محتاطانه و عمل‌گرایانه را در پیش گرفته که بر ارائه منافع مادی تمرکز دارد و از تبدیل شدن به رهبر ایدئولوژیک جهانی اجتناب می‌کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

از زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، ایالات متحده به‌طور سیستماتیک کانال‌های سنتی قدرت نرم خود را تضعیف کرده است. آژانس توسعه جهانی ایالات متحده (USAID) عملاً غیرفعال شده، پرسنل وزارت امور خارجه به‌شدت کاهش یافته، و سیاست‌های مهاجرتی سخت‌گیرانه، دسترسی به آمریکا را کاهش داده است. مهم‌تر از همه، تعاملات معامله‌گرایانه واشنگتن با متحدان و کاهش ترویج ارزش‌های دموکراتیک، اعتماد جهانی و اعتبار آمریکا را خدشه‌دار کرده است. بسیاری از کارشناسان این تغییرات را «خودکشی قدرت نرم» آمریکا نامیده‌اند، و هشدار می‌دهند که چین آماده است تا خلاء ایجادشده را پر کند.

با این حال، رقابت قدرت نرم میان آمریکا و چین، یک بازی مجموع صفر برای نفوذ نیست. چین و آمریکا رویکردهای متمایزی دارند: آمریکا بر آرمان‌ها و ارزش‌ها تمرکز داشت، در حالی که چین بر منافع عمل‌گرایانه و قدرت مادی تأکید دارد. کشورهای دریافت‌کننده، به‌ویژه در جنوب جهانی، اغلب پیشنهادات هر دو کشور را مکمل یکدیگر می‌دانند. با عقب‌نشینی آمریکا، موقعیت نسبی چین به‌عنوان شریک در دسترس‌تر و قابل اتکاتر بهبود یافته است. چین با پذیرش تجارت و لغو روادید ۳۰ روزه برای شهروندان بیش از هفتاد کشور، در تضاد شدید با محدودیت‌های آمریکا قرار گرفته و به این واسطه، مزیت اقتصادی بیشتری یافته است.

با وجود فرصت ایجادشده، چین با احتیاط عمل می‌کند و از پر کردن کامل خلاء خودداری می‌کند. این کشور نه‌تنها کمک‌های توسعه‌ای بین‌المللی خود به کشورهای کم‌درآمد را افزایش نداده، بلکه تعهدات وام‌دهی جدیدش (مانند وام‌های ارائه‌شده به سازمان همکاری شانگهای یا آمریکای لاتین) کوچک‌تر از گذشته بوده است. این کاهش بازتابی از فشارهای اقتصادی داخلی چین و نگرانی از بدهی فزاینده کشورهای دریافت‌کننده وام است. علاوه بر این، چین تمایلی به پر کردن نقش آمریکا در ترویج یک مدل حکمرانی خاص را ندارد. پیام اصلی ایدئولوژیک پکن، عمدتاً بر انتقاد از هژمونی غرب و تأکید بر اصولی مانند عدم مداخله و توسعه متناسب با شرایط ملی متمرکز است، اما فاقد یک مدل جهانی منسجم و قابل تقلید است؛ مقامات چینی از ارائه نقشه‌راه عملی برای تکرار موفقیت‌های چین به کشورهای دیگر اجتناب می‌کنند.

اگرچه نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که شهرت چین پس از انتخابات مجدد ترامپ بهبود نسبی یافته و شکاف مطلوبیت با آمریکا در حال کاهش است، اما این دستاورد با اما و اگر همراه است. در حالی که افکار عمومی در آفریقا و آمریکای لاتین عموماً نسبت به چین مطلوب است، شهرت آن در اروپا و آسیا-اقیانوسیه به‌شدت منفی است. علاوه بر این، اعتماد به رهبری جهانی چین پایین است و بسیاری از کشورها (حتی در اتیوپی که چین‌گراست) نسبت به سود متقابل واقعی در همکاری با چین و خطر بدهی بالا محتاط هستند. در نهایت، رویکرد محافظه‌کارانه چین ممکن است راهبردی باشد: پرهیز از تعهد بیش از حد منابع و قرار گرفتن تحت نظارت بیشتر، در حالی که همچنان از سود انفعالی عقب‌نشینی آمریکا بهره می‌برد. پکن بیشتر علاقه‌مند به مشروعیت‌بخشیدن به مسیر متمایز خود است تا متقاعد کردن دیگران برای پیروی کامل از آن./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا