آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

والدن بلو و نظم نوین جهانی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «والدن بلو و نظم نوین جهانی» توسط اولریش برند (Ulrich Brand)  و کریستا ویشتریک (Christa Wichterich) در فارن پالیسی این فوکس (Foreign Policy in Focus) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی تجربیات بلو در جنبش ضدجهانی‌سازی و تحلیل وضعیت کنونی نظم بین‌الملل می‌پردازد و ضمن بازخوانی شکست‌های جنبش‌های انقلابی و پروژه‌های سوسیالیستی گذشته، چشم‌اندازهایی از راه‌های جایگزین و نقش کشورهای جنوب جهانی ارائه می‌دهد. مضمون کلی یادداشت، تأملی بر شکست‌ها و دستاوردهای جنبش‌های اجتماعی و بررسی مسیرهای احتمالی برای شکل‌دهی به نظم چندجانبه‌ای دموکراتیک در آینده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


والدن بلو (والدن بلو از چهره‌های برجسته جنبش «جهانی‌سازیِ جایگزین» و از نویسندگان سیاست خارجی) در ابتدای یادداشت به تجربه نوشتن کتاب خاطرات خود اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که با وجود شک و تردید به دلیل شکست نسل انقلابی سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در فیلیپین و فروپاشی سوسیالیسم واقعی، سرانجام تصمیم به نوشتن گرفت تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارد. او معتقد است نوشتن خاطره مانند نوشتن شعر یا مقاله است که ارزش آن بر اساس قضاوت مخاطب سنجیده می‌شود. بلو تأکید می‌کند که شکست جنبش انقلابی در فیلیپین و پروژه‌های سوسیالیستی جهانی، تجربه‌ای تلخ اما آموزنده بوده و باعث شد دستاوردهای واقعی و محدود جنبش‌های معاصر را نیز بازشناسی کند، از جمله افشای نئولیبرالیسم و توقف مداخلات آمریکا در غرب‌آسیا و شکل‌گیری جنبش ضدجنگ، هرچند این دستاوردها ناقص و ناپایدار بودند.

او به ناکامی جنبش‌ها در ایجاد نهادهای دائمی و ساختارهای جایگزین اشاره می‌کند و می‌پرسد چگونه می‌توان سازمان‌ها و حرکت‌هایی را که ایده‌های جایگزین را زنده نگه می‌دارند، نهادمند کرد. بلو به تجربه دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین، از جمله چاوز، مورالس و لولا اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند این دولت‌ها بخشی از امید برای نهادمندسازی خواسته‌های مردمی بودند، اما به دلیل محدودیت‌های برنامه‌ها و رویکردهای محافظه‌کارانه، نتوانستند تحول بنیادین ایجاد کنند و درس‌های مهمی برای جنبش‌های آینده فراهم می‌کنند.

بلو نسبت به وضعیت نهادهای چندجانبه کنونی و آینده آن‌ها تحلیل ارائه می‌دهد. او بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی را نهادهایی می‌داند که روند انحلال طبیعی آن‌ها آغاز شده است، اما سازمان ملل و سازمان جهانی بهداشت را نهادهایی مهم می‌داند که باید حفظ شوند و در کنار آن‌ها، نهادهای جدید مانند سازمان جهانی محیط‌زیست برای مقابله با تغییرات اقلیمی شکل گیرند.

او درباره نقش کشورهای عضو بریکس در جایگزینی نظم چندجانبه غرب‌محور تأکید می‌کند که این کشورها هنوز نهادمند نشده‌اند و تنوع و اختلاف اولویت‌های آن‌ها روند شکل‌گیری نظم جدید را پیچیده می‌کند، اما چین به‌عنوان نمونه‌ای از توسعه دولتی موفق می‌تواند منابع و فضای توسعه‌ای برای کشورهای جنوب جهانی فراهم کند. با این حال، بلو انتقاد می‌کند که بریکس در زمینه مشارکت دموکراتیک داخلی محدودیت دارد و نمی‌تواند به تنهایی جایگزین یک نظم چندجانبه دموکراتیک شود.

در زمینه حقوق بشر و دکولونیزاسیون (رفع استعمار)، بلو یادآوری می‌کند که جنبش‌های جنوب جهانی از زمان کنفرانس باندونگ بر ارزش جهانی حقوق بشر تأکید داشته‌اند، هرچند غرب آن را ابزار هژمونی کرده است. او به ارزیابی تصویر چین در کشورهای آسیای جنوب‌شرقی و دیگر مناطق می‌پردازد و می‌گوید چین به‌عنوان قدرت اقتصادی و الگوی توسعه، جذابیت بیشتری نسبت به آمریکا دارد و با وجود برخی مشکلات، نمی‌توان آن را به عنوان یک قدرت امپریالیستی با تاریخ خشونت غربی مقایسه کرد.

در مجموع، بلو تجربه‌های گذشته جنبش‌ها، چالش‌های نهادمندسازی، نقش نهادهای چندجانبه و کشورهای جنوب جهانی و چشم‌اندازهای احتمالی نظم جهانی را به گونه‌ای تحلیل می‌کند که به خواننده امکان می‌دهد دستاوردها و محدودیت‌های جریان‌های معاصر و مسیرهای جایگزین را به درستی ارزیابی کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا