هیلی استیونز پیام نادرستی ارسال میکند
استیونز در دفاع از یک اقلیت مذهبی، با حمایت از نامزد جمهوریخواه، نسبت به تعصب علیه اقلیتی دیگر بیتفاوتی نشان میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «پیام متناقض هیلی استیونز» به قلم جاناتان چیت (Jonathan Chait)، نویسنده نشریه آتلانتیک (The Atlantic)، به بررسی تصمیم هیلی استیونز، نماینده دموکرات ایالت میشیگان، برای حمایت از مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه انتخابات سنا، در برابر عبدال السید میپردازد. این یادداشت با تمرکز بر مناقشات مربوط به یهودستیزی، اسلامهراسی و مواضع نامزدهای انتخاباتی، استدلال میکند که مقابله با تعصب مذهبی مستلزم بهکارگیری معیارهایی یکسان در قبال همه اقلیتهاست. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تصمیم ناگهانی هیلی استیونز، نماینده دموکرات میشیگان، برای حمایت از مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه انتخابات سنای این ایالت، تنها دو روز پیش از انتخابات، مناقشهای تازه در میان دموکراتها ایجاد کرده است. استیونز که در ماه اوت نتوانسته بود نامزدی حزب دموکرات را به دست آورد، بلافاصله پس از پیروزی عبدال السید از او حمایت کرده بود؛ اما در ماههای بعد، بارها درباره کارزار انتخاباتی او ابراز تردید کرد. نامزدشدن السید و مواضع او درباره اسرائیل و جریانهای ضدصهیونیستی، بهویژه نگرانیهایی را در میان بخشی از جامعه یهودیان میشیگان برانگیخته است. بااینحال، حمایت نهایی استیونز از نامزد جمهوریخواه، پرسشهایی درباره انسجام معیارهای اخلاقی او در مقابله با تعصب مذهبی و قومی مطرح کرده است.
بخش مهمی از نگرانیهای جامعه یهودیان میشیگان به مواضع السید درباره اسرائیل و ارتباطات سیاسی او مربوط میشود. منتقدان او معتقدند که وی نهتنها حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد، بلکه مخالفت با صهیونیسم را به محور اصلی کارزار مقدماتی خود تبدیل کرده و لابی اسرائیل را نیرویی محوری در پشت بسیاری از مشکلات اقتصادی و سیاسی آمریکا معرفی کرده است. از نگاه این منتقدان، چنین رویکردی زمینه را برای گسترش ادبیاتی فراهم میکند که از انتقاد سیاسی از دولت اسرائیل فراتر میرود و به نظریههای توطئهآمیز و یهودستیزانه نزدیک میشود.
در جریان رقابتهای انتخاباتی، السید با امیر مکلد، نامزد عضویت در هیئت امنای دانشگاه میشیگان، همکاری انتخاباتی داشت؛ فردی که به دلیل بازنشر برخی توئیتهای یهودستیزانه کندیس اوونز مورد انتقاد قرار گرفته بود. ارتباط دیگر او با حسن پایکر، فعال رسانهای مارکسیستـلنینیست، نیز بحثبرانگیز شد؛ پایکر پیشتر بارها از ادبیاتی استفاده کرده بود که منتقدان آن را یهودستیزانه توصیف کردهاند. همچنین، زمانی که گروهی از معترضان ضداسرائیلی به طراحی اقداماتی برای ارعاب یهودیان محلی متهم شدند، السید درباره اتهامات مطرحشده و روند قضایی پرونده ابراز تردید کرد و گفت صدور کیفرخواست بیش از آنکه به رفتار افراد مربوط باشد، به موضوعی بستگی دارد که برای آن فعالیت میکنند.
السید در برخی موارد تلاش کرده است نگرانیهای جامعه یهودیان را کاهش دهد. او پس از واکنش بحثبرانگیزش به حمله تروریستی علیه یک مهدکودک یهودی، که در آن رنج قربانیان را بهدرستی بازتاب نداده بود، عذرخواهی کرد. همچنین، پس از انتشار تبلیغاتی از سوی چنک اویغور که اسرائیل را مسئول افزایش قیمت مواد غذایی معرفی میکرد، استیونز از او خواست این تبلیغ را محکوم کند. السید چند روز بعد اعلام کرد با محتوای آن موافق نیست، اما از توصیف صریح تبلیغ بهعنوان اقدامی توهینآمیز خودداری کرد. منتقدان معتقدند او در تلاش بوده است هم حمایت یهودیان لیبرال را حفظ کند و هم پایگاه ضدصهیونیستی خود را از دست ندهد.
در همین حال، برخی دموکراتهای یهودی با وجود نگرانیهای جدی درباره مواضع السید، حاضر نشدهاند از نامزد جمهوریخواه حمایت کنند. جاش وینستون، خاخام شهر آنآربر، در یادداشتی در دیترویت فری پرس نگرانیهای خود را درباره ادبیات و متحدان سیاسی السید بیان کرد و گفت بارها راهی برای همکاری مشترک پیشنهاد داده، بیآنکه السید پاسخی به این تلاشها بدهد. جردن اکر، عضو هیئت امنای دانشگاه میشیگان، نیز که خانهاش هدف حمله و خرابکاری فعالان ضداسرائیلی قرار گرفته بود، امنیت فرزندانش را مهمترین دغدغه خود دانست و گفت از کارزار السید نشانهای از توجه جدی به این نگرانی دریافت نکرده است. بااینحال، هر دو نفر حمایت از راجرز را رد کردهاند.
استیونز نیز پیشتر چنین موضعی داشت، اما پس از آنکه السید او را از گردهمایی وحدتبخش پیش از انتخابات کنار گذاشت، تصمیم خود را تغییر داد. این اقدام السید، بهویژه در شرایطی که هدف چنین گردهماییهایی ایجاد همبستگی درونحزبی است، نشانهای از تمایل او به حفظ فاصله با منتقدان و پایبندی به مواضع جریانهای ضدصهیونیستی حامیاش تلقی شده است. در مقابل، تصمیم استیونز برای حمایت از راجرز بدون مطالبه هیچ تعهدی درباره مقابله با تعصب مذهبی، تناقضی جدی ایجاد کرده است.
دونالد ترامپ در جریان کارزار انتخاباتی، حملات تندی علیه السید مطرح کرده و او را عضو اخوانالمسلمین و یک جهادی مسلمان خوانده است. ترامپ همچنین مدعی شده که السید قصد دارد قوانین شریعت را در آمریکا اجرا کند و بهجای استفاده از نام کوچک او، بارها با لحنی تمسخرآمیز از نام «محمد» استفاده کرده است؛ رفتاری که منتقدان آن را نشانهای از اسلامهراسی میدانند. راجرز نیز این ادبیات را محکوم نکرده و السید را به خودداری از محکومکردن اخوانالمسلمین متهم کرده است؛ اتهامی که پس از اعلام مخالفت صریح السید با این گروه همچنان در تبلیغات انتخاباتی مطرح شده است.
مسئله اصلی در این مناقشه، ضرورت برخورد یکسان با تعصب علیه اقلیتهای مذهبی و قومی است. اگر نگرانی درباره یهودستیزی مبنای حمایت از یک نامزد جمهوریخواه قرار میگیرد، همان معیار باید در برابر اسلامهراسی و تعصب علیه عربها نیز اعمال شود. حمایت از راجرز بدون مطالبه موضعی روشن در برابر ادبیات تبعیضآمیز، این پرسش را ایجاد میکند که آیا مخالفت استیونز با تعصب واقعاً فراگیر است یا تنها گروهی خاص را در بر میگیرد. در نهایت، این تصمیم میتواند بهجای تقویت پیام مدارا، این برداشت را ایجاد کند که تبعیض علیه یهودیان پذیرفتنی نیست، اما تعصب علیه مسلمانان و عربها قابل چشمپوشی است./ منبع