دموکراتها اکنون چه باید بکنند؟
پیروزی انتخاباتی دموکراتها فرصتی تاریخی برای بازسازی نهادهای دموکراتیک آمریکا فراهم کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دموکراتها اکنون چه باید بکنند؟» به قلم دالیا لیتویک (Dahlia Lithwick) در نشریه اسلیت (Slate) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی پیامدهای انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا، پیروزی نیروهای مخالف ترامپ را حاصل مقاومت جامعه مدنی و رأیدهندگان در برابر فساد، تمرکز قدرت و تضعیف نهادهای دموکراتیک میداند و بر ضرورت تبدیل این پیروزی انتخاباتی به اصلاحات ساختاری و نظارت مستمر بر قدرت تأکید میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا را میتوان نشانهای از بازگشت قدرت سیاسی رأیدهندگان و واکنش گسترده جامعه به فساد، تمرکز ثروت و تضعیف سازوکارهای دموکراتیک دانست. برخلاف تصوراتی که نقش دادگاهها، شرکتهای بزرگ، مؤسسات حقوقی یا غولهای فناوری را در تعیین سرنوشت سیاسی کشور برجسته میکردند، این بار رأیدهندگان بودند که با تشخیص پیامدهای انباشت قدرت اقتصادی و سیاسی، مسیر انتخابات را تغییر دادند. شکست ائتلاف دونالد ترامپ و جریان ماگا نشان داد که بخش قابلتوجهی از جامعه آمریکا دیگر حاضر نیست ساختارهای قدرت غیرپاسخگو، منافع الیگارشیک و شبکههای فساد را تحمل کند.
این تحول صرفاً نتیجه اعتراضات خیابانی یا شکلگیری یک جنبش سیاسی متمرکز نبود. در ماههای گذشته، مجموعهای گسترده از فعالیتهای پراکنده اما مؤثر در سراسر کشور شکل گرفت که در نهایت به ائتلافی اجتماعی برای دفاع از دموکراسی تبدیل شد. اعتراضات مردمی در مینیاپولیس، فعالیت گروههای مدافع حقوق رأیدهندگان، تلاش مقامهای انتخاباتی ایالتی و محلی برای مقابله با مداخلات احتمالی، همکاری وکلای مدافع دموکراسی، کارزارهای مردمی و جنبشهای حقوق مدنی و سقط جنین، همگی در این روند نقش داشتند. مخالفت خانوادههای دارای فرزندان تراجنسیتی با سیاستهای محدودکننده نیز بخشی از این بسیج اجتماعی بود.
اهمیت این انتخابات در آن است که با وجود فشارهای گسترده بر نهادهای دموکراتیک، تلاشها برای ایجاد تردید درباره سلامت انتخابات و نگرانی از احتمال دستکاری گسترده نتایج، سازوکارهای انتخاباتی توانستند تا حد زیادی مقاومت کنند. حضور گسترده رأیدهندگان نشان داد که دموکراسی آمریکا، با وجود فرسایش و آسیبهای سالهای اخیر، همچنان ظرفیت بازسازی و دفاع از خود را دارد. این پیروزی همچنین نشان داد که منابع مالی عظیم چهرههایی مانند ایلان ماسک و ضعف عملکرد رسانههای شرکتی لزوماً نمیتوانند اراده سیاسی شهروندان را تحتالشعاع قرار دهند.
با این حال، پیروزی انتخاباتی بهتنهایی برای ترمیم آسیبهای ساختاری کافی نیست. نخستین اولویت دولت و کنگره آینده باید رسیدگی همزمان به مشکلات اقتصادی شهروندان، بهویژه هزینههای زندگی، و برقراری پاسخگویی سیاسی باشد. این دو مسئله نباید در تقابل با یکدیگر قرار گیرند. در کنار آن، اصلاح ساختارهای بنیادین نظام سیاسی آمریکا ضروری است؛ زیرا مشکلاتی مانند نابرابری در نمایندگی ایالتها در سنا، سازوکار مجمع گزینندگان و تمرکز قدرت در دیوان عالی، پیش از ریاستجمهوری ترامپ نیز وجود داشتهاند و اکنون باید در چارچوب برنامهای جامع بازنگری شوند.
بازسازی استقلال نهادهای دولتی، اصلاح نظام آموزشی، احیای ظرفیتهای علمی، ترمیم آسیبهای واردشده به نیروهای نظامی و نظام سلامت عمومی نیز از دیگر اولویتهای بلندمدت محسوب میشوند. این اقدامات نباید به وعدههایی برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ موکول شوند؛ بلکه باید از همین دوره آغاز شوند. همچنین، ایالتهایی که اکنون در اختیار دموکراتها قرار گرفتهاند میتوانند به مراکزی برای آزمودن الگوهای جدید حکمرانی و اصلاحات دموکراتیک تبدیل شوند.
در حوزه قضایی، بازنگری در ساختار دیوان عالی، دادگاههای تجدیدنظر و دادگاههای بدوی اهمیت ویژهای دارد. برگزاری جلسات نظارتی درباره اصلاحات قضایی و بررسی استقلال دستگاه قضا باید در اولویت کنگره قرار گیرد. در همین حال، تحقیقات درباره تخلفات احتمالی وزارت دادگستری، سوءاستفادههای وزارت امنیت داخلی، عملیات اداره مهاجرت و گمرک، اخراجهای اجباری، قتلهای فراقضایی و سایر اقدامات مغایر با قانون اساسی ضروری است. بررسی زمینههای حقوقی استیضاح ترامپ نیز میتواند بخشی از این روند باشد، هرچند درباره اولویت سیاسی چنین اقدامی اختلافنظر وجود دارد.
مهمترین چالش دموکراتها تبدیل انرژی انتخاباتی به مشارکت پایدار در حکمرانی است. شهروندان نباید پس از رأیدادن، مسئولیت سیاسی خود را پایانیافته تلقی کنند. نظارت مستمر، مطالبهگری، حمایت از نهادهای مستقل و آمادگی برای حضور در عرصه عمومی باید به بخشی از فرهنگ سیاسی جامعه تبدیل شود. در نهایت، بازسازی دموکراسی نه صرفاً وظیفه سیاستمداران و متخصصان حقوقی، بلکه مسئولیتی عمومی است. پیروزی اخیر زمانی معنای واقعی خود را پیدا میکند که قدرت بازگشته به رأیدهندگان از صندوقهای رأی فراتر رود و در ساختار حکمرانی، برابری، آزادی و کرامت انسانی تجلی یابد./ منبع