رسانهها ریشه مشکلات ترامپ نیستند
ترامپ بهجای مواجهه با پیامدهای سیاستهایش، مشکلات خود را به پوشش رسانهای نسبت میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «رسانهها ریشه مشکلات ترامپ نیستند» به قلم دیوید ای. گراهام (David A. Graham)، نویسنده ارشد و نویسنده خبرنامه Atlantic Daily، در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این یادداشت مناقشه دولت ترامپ با رسانهها و ممنوعیت دسترسی CNN، MS NOW و Politico به کاخ سفید را بررسی میکند و استدلال اصلی آن این است که مشکلات سیاسی و حکمرانی دولت را نمیتوان صرفاً به نحوه پوشش رسانهای نسبت داد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
دولت دونالد ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۶ با رسانههای منتقد خود وارد رویارویی تازهای شده است. ترامپ اعلام کرده که دسترسی سه رسانه CNN، MS NOW و Politico به کاخ سفید را به دلیل آنچه «اخبار جعلی» میداند، محدود میکند. این اقدام با واکنش رسانههای دیگر همراه شد؛ پنج شبکه تلویزیونی بزرگ، از جمله Fox News، در اعتراض به حذف CNN از نوبت پوشش رسانهای، از مشارکت در پوشش مشترک رویدادهای رئیسجمهور خودداری کردند. سه رسانه ممنوعشده نیز برای بازگرداندن دسترسی خود به کاخ سفید اقدام قضایی کردهاند.
اختلاف اصلی بر سر این است که دولت چه اختیاری برای تعیین اینکه کدام گزارش «جعلی» و کدام گزارش معتبر است دارد. ترامپ تأکید کرده است که اقدام دولت علیه «اخبار جعلی» است، نه آزادی مطبوعات. با این حال، مناقشه حقوقی موجود به مسئله گستردهتری درباره حدود اختیار دولت در تنظیم دسترسی خبرنگاران به کاخ سفید و رابطه میان قدرت اجرایی و رسانههای مستقل تبدیل شده است.
در این میان، مسئله مهمتر به برداشت ترامپ از نقش رسانهها در وضعیت سیاسی دولتش مربوط میشود. او پوشش منفی رسانهای را یکی از عوامل اصلی مشکلات خود معرفی کرده است، در حالی که در تحلیل مطرحشده، وضعیت دولت تحت تأثیر مجموعهای از عوامل واقعیتر قرار دارد؛ از جمله پیامدهای جنگ با ایران، فشارهای اقتصادی و تورمی، سیاستهای مهاجرتی سختگیرانه و تمرکز بر پروژههایی که ممکن است برای بخشهایی از رأیدهندگان اولویت نداشته باشد. این موارد در متن بهعنوان عوامل سیاسی و سیاستگذاری مطرح شدهاند، نه صرفاً محصول نحوه بازتاب رسانهای آنها.
این بحث البته به معنای بیخطا بودن رسانهها نیست. رسانههای آمریکایی در پوشش دورههای مختلف ریاستجمهوری ترامپ با انتقادهایی درباره نحوه انتخاب تیترها، میزان پخش زنده سخنرانیهای او، نحوه پوشش اظهارات جنجالی و برخی کاستیهای حرفهای مواجه بودهاند. در عین حال، رسانههای مختلف گزارشهای تحقیقی گستردهای درباره عملکرد دولت، اختلافات داخلی، تصمیمهای سیاستی و مسائل مرتبط با دولت ترامپ منتشر کردهاند. بنابراین، نقش رسانهها در شکل دادن به افکار عمومی را نمیتوان با یک رابطه ساده میان «پوشش منفی» و «محبوبیت پایین» توضیح داد.
از منظر تاریخی نیز این مسئله جدید نیست. دولتهای پیشین آمریکا نیز گاهی تصور کردهاند که مشکلات سیاسی آنها بیش از آنکه به خود سیاستها مربوط باشد، ناشی از نحوه انتقال پیام به جامعه است. در متن به نمونههایی از دولتهای باراک اوباما و جو بایدن اشاره میشود که در مقاطعی اهمیت ارتباطات سیاسی و نحوه پوشش رسانهای را بسیار برجسته میکردند. این تجربهها نشان میدهد که مسئله رابطه میان سیاستگذاری، عملکرد دولت و روایت رسانهای، محدود به یک دولت خاص نیست.
یکی از پیامدهای مهم مناقشه کنونی، تأثیر آن بر سازوکار پوشش مشترک کاخ سفید است. این سازوکار به شبکههای مختلف اجازه میدهد تصاویر و صدای رویدادهای ریاستجمهوری را میان یکدیگر و سایر رسانهها به اشتراک بگذارند. با کنار رفتن تیمهای رسانهای شبکههای اصلی از برخی رویدادها، حتی انتقال صدای اظهارات ترامپ در یکی از برنامههای کاخ سفید با مشکل مواجه شد. این اتفاق نشان داد که محدود کردن دسترسی رسانهها میتواند پیامدهای عملی برای خود دولت نیز داشته باشد.
در نهایت، مناقشه موجود دو موضوع متفاوت را به هم پیوند میدهد: اختلاف دولت با رسانههای منتقد و مشکلات سیاسی ناشی از عملکرد دولت. در حالی که محدودیت دسترسی رسانهها اکنون به یک چالش حقوقی و نهادی تبدیل شده، مسئله عملکرد دولت همچنان به نتایج سیاستهای اقتصادی، خارجی، مهاجرتی و داخلی آن وابسته است. از این منظر، تغییر نحوه پوشش رسانهای لزوماً به معنای تغییر شرایطی نیست که زمینهساز نارضایتی یا انتقاد سیاسی شدهاند./ منبع



