ایالات متحدهداخلیسیاسی

واژه جدیدی که ترامپ از آن متنفر است

«مقرون‌به‌صرفه بودن» به محور مشترک دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تبدیل شده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «واژه جدیدی که ترامپ از آن متنفر است» نوشته ادریس خالون (Idrees Kahloon) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه مسئله هزینه زندگی و قدرت خرید به محور مهم رقابت سیاسی آمریکا تبدیل شده و همزمان، وعده‌های کاهش قیمت‌ها می‌تواند سیاست‌گذاری کوتاه‌مدت و پرهزینه را تشویق کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

بررسی وضعیت سیاسی آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ نشان می‌دهد مسئله «مقرون‌به‌صرفه بودن» یا کاهش هزینه‌های زندگی به یکی از محورهای اصلی رقابت دو حزب تبدیل شده است. در حالی که دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ وعده داده بود تورم را مهار و آمریکا را مقرون‌به‌صرفه‌تر کند، همین مفهوم اکنون به ابزاری برای انتقاد از عملکرد دولت تبدیل شده است. تورم همچنان فشار خود را بر خانوارها حفظ کرده، قیمت بنزین افزایش یافته و نرخ وام مسکن نیز در سطح بالایی قرار دارد. داده‌های انتخاباتی منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۶ نشان می‌دهد در نظرسنجی «رأی عمومی کنگره»، فاصله میان دو حزب در برخی میانگین‌ها به حدود در صورت حفظ کنترل جمهوری‌خواهان بر کنگره مطرح کرده است. در کنار آن، برخی نامزدهای دموکرات نیز بسته‌هایی شامل معافیت‌های مالیاتی، گسترش خدمات اجتماعی، مراقبت از کودکان و طرح‌های درمانی ارائه کرده‌اند. جمهوری‌خواهان نیز در برخی حوزه‌ها از حمایت بیشتر دولت برای خرید مسکن، مراقبت از کودکان و بیمارستان‌های مناطق روستایی همراه با کاهش مالیات سخن گفته‌اند. تفاوت‌های حزبی در شیوه تأمین مالی و طراحی ۷ تا ۸ واحد درصد رسیده است؛ هرچند این شاخص به‌تنهایی نتیجه انتخابات را تعیین نمی‌کند.

مسئله اصلی این است که افزایش قیمت‌ها با «کاهش قیمت‌ها» یکسان نیست. وقتی سطح عمومی قیمت‌ها طی چند سال بالا می‌رود، بازگرداندن آن به سطح قبلی بسیار دشوارتر از کاهش سرعت تورم است. با این حال، فشار افکار عمومی برای کاهش هزینه‌های روزمره، سیاستمداران را به سمت وعده‌هایی سوق می‌دهد که در کوتاه‌مدت جذاب به نظر می‌رسند اما اجرای آنها ممکن است دشوار یا از نظر اقتصادی پرهزینه باشد. کنترل مستقیم قیمت‌ها و عرضه دولتی برخی کالاها از جمله سیاست‌هایی هستند که در چنین فضایی دوباره مورد توجه قرار گرفته‌اند.

نمونه دیگری از این رویکرد، وعده پرداخت مستقیم پول به شهروندان است. دولت ترامپ پیشنهاد پرداخت ۵ هزار دلار به هر آمریکایی بزرگسال را در صورت حفظ کنترل جمهوری‌خواهان بر کنگره مطرح کرده است. در کنار آن، برخی نامزدهای دموکرات نیز بسته‌هایی شامل معافیت‌های مالیاتی، گسترش خدمات اجتماعی، مراقبت از کودکان و طرح‌های درمانی ارائه کرده‌اند. جمهوری‌خواهان نیز در برخی حوزه‌ها از حمایت بیشتر دولت برای خرید مسکن، مراقبت از کودکان و بیمارستان‌های مناطق روستایی همراه با کاهش مالیات سخن گفته‌اند. تفاوت‌های حزبی در شیوه تأمین مالی و طراحی این برنامه‌ها وجود دارد، اما اشتراک آنها در تمرکز بر هزینه‌های خانوار قابل مشاهده است.

این وضعیت یک مشکل نهادی دیگر ایجاد می‌کند: فاصله میان وعده‌های انتخاباتی و توان واقعی دولت برای تحقق آنها. هر دوره انتخاباتی می‌تواند با تبلیغات گسترده درباره کاهش قیمت مواد غذایی، مسکن، مراقبت از کودکان و خدمات درمانی همراه شود، در حالی که بسیاری از این هزینه‌ها تحت تأثیر عوامل ساختاری و بازار قرار دارند. اگر وعده‌های مکرر عملی نشوند، نتیجه الزاماً بی‌تفاوتی سیاسی نیست و می‌تواند به افزایش نارضایتی از دولت و تقویت گرایش به تغییر قدرت منجر شود.

مسئله بدهی و کسری بودجه نیز در این چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. هزینه بهره بدهی دولت آمریکا در سال جاری از یک تریلیون دلار عبور کرده، اما بحث انتخاباتی درباره محدودیت‌های مالی دولت همچنان کم‌رنگ است. از یک سو، دموکرات‌ها معمولاً بر افزایش هزینه‌های اجتماعی و پرداخت‌های حمایتی تأکید دارند و از سوی دیگر، جمهوری‌خواهان سنتاً کاهش مالیات را دنبال می‌کنند. ترکیب همزمان کاهش مالیات و افزایش حمایت‌های دولتی نیز در برخی پیشنهادهای انتخاباتی دیده می‌شود. چنین سیاست‌هایی افزایش عرضه مسکن از طریق کاهش موانع ساخت‌وساز می‌تواند در بلندمدت به کاهش فشار هزینه مسکن کمک کند و افزایش ظرفیت تربیت پزشکان می‌تواند بخشی از هزینه‌های خدمات درمانی را کاهش دهد.

تفاوت این سیاست‌ها با وعده‌های فوری در آن است که آثار آنهامقرون‌به‌صرفه بودن» ممکن است فراتر از یک شعار انتخاباتی به چارچوبی پایدار در سیاست آمریکا تبدیل شود. تغییر دولت می‌تواند جایگاه سیاسی طرف‌های منتقد و مدافع را عوض کند، اما فشار ناشی از هزینه‌های بالای زندگی همچنان باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، رقابت سیاسی می‌تواند میان وعده‌های فوری برای کاهش هزینه‌ها و سیاست‌های ساختاری با آثار بلندمدت شکل بگیرد. نتیجه این روند نه فقط بر انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶، بلکه بر فضای رقابت ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ و بحث‌های آینده درباره نقش دولت، مالیات، بده، در صورت تأمین مالی از طریق استقراض، می‌تواند فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد کند.

با این حال، کاهش پایدار برخی هزینه‌ها از طریق اصلاحات ساختاری امکان‌پذیر است. افزایش عرضه مسکن از طریق کاهش موانع ساخت‌وساز می‌تواند در بلندمدت به کاهش فشار هزینه مسکن کمک کند و افزایش ظرفیت تربیت پزشکان می‌تواند بخشی از هزینه‌های خدمات درمانی را کاهش دهد. تفاوت این سیاست‌ها با وعده‌های فوری در آن است که آثار آنها تدریجی است و نیازمند تصمیم‌های پیچیده‌تر و تحمل تأخیر در نتیجه‌گیری است.

از این منظر، «مقرون‌به‌صرفه بودن» ممکن است فراتر از یک شعار انتخاباتی به چارچوبی پایدار در سیاست آمریکا تبدیل شود. تغییر دولت می‌تواند جایگاه سیاسی طرف‌های منتقد و مدافع را عوض کند، اما فشار ناشی از هزینه‌های بالای زندگی همچنان باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، رقابت سیاسی می‌تواند میان وعده‌های فوری برای کاهش هزینه‌ها و سیاست‌های ساختاری با آثار بلندمدت شکل بگیرد. نتیجه این روند نه فقط بر انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶، بلکه بر فضای رقابت ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ و بحث‌های آینده درباره نقش دولت، مالیات، بدهی عمومی و سیاست اقتصادی اثر خواهد گذاشت./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا